تاریخچه کوتاه نسل‌های اول و دوم بی ام و سری 5

تاریخچه کوتاه نسل‌های اول و دوم بی ام و سری ۵

  • نسل اول (E12)

با تولید اولین نسل سری ۵، بی ام و سری‌های ۶ بخشی خود را آغاز کرد.

تاریخچه کوتاه نسل‌های اول و دوم بی ام و سری 5
E12 بین سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۱ تولید شد و یک بچه‌ی میانی فوق‌العاده بود که بین برادر بزرگ‌تر E3 (سری ۶) و برادر کوچک‌تر ۲۰۰۲ قرار می‌گرفت. مدل ۲۰۰۲ بعدها به سری ۳ بدل شد. این مدل ویژه در زمان صادرات به آمریکا کاملاً مشکل‌آفرین بود. با قوانین ایمنی متفاوت این کشور، آمریکا بسیاری از قطعات این خودرو را تعویض و یا اصلاح کرد.

تاریخچه کوتاه نسل‌های اول و دوم بی ام و سری 5
مدل‌های E12 پیشرانه‌های مختلفی داشتند. پیشرانه‌های ۱٫۸ و ۲ لیتری M10 به ترتیب در مدل‌های ۵۱۸ و ۵۲۰ بکار رفتند. مدل ۵۲۰i نیز با پیشرانه‌ی ۲ لیتری M20 تولید شد و از سیستم تزریق سوخت مکانیکی نمونه‌های ۲۰۰۰tii و ۲۰۰۲tii سود برد. مدل ۵۲۰i چهار سیلندر قدرت ۱۲۰ اسب بخاری و گشتاور ۱۶۰ نیوتون متری داشت. نسخه‌ی شش سیلندر نیز قدرت ۱۲۵ اسب بخاری و گشتاور ۱۷۱ نیوتون متری تولید می‌کرد.

تاریخچه کوتاه نسل‌های اول و دوم بی ام و سری 5
E12 های بازار آمریکا در سال‌های بعد عموماً به عنوان مدل‌های مجلل‌تر شناخته شدند زیرا به‌صورت استاندارد تجهیزاتی چون شیشه‌های برقی، تریم چوب و کابینی چرم و سیستم تهویه داشتند. بی ام و تنها مدل‌های شش سیلندر انژکتوری ۵۲۸i و ۵۳۰i را برای فروش در آمریکا در نظر گرفت.


بی ام و می‌گوید بین سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۱ حدود ۷۰۰ هزار دستگاه از نسل E12 را به فروش رساند. بی ام و با تولید ۶۹۹۰۹۴ دستگاه E12 پرونده این خودرو را بست اما در آفریقای جنوبی که اولین کارخانه‌ی خارجی بی ام و به شمار می رفت ۲۳۱۰۰ دستگاه دیگر نیز برای بازار محلی تا سال ۱۹۸۴ ساخته شد.

تاریخچه کوتاه نسل‌های اول و دوم بی ام و سری 5



  • نسل دوم (E28)

تکامل به جای انقلاب. دومین نسل بی ام و سری ۵ از نظر ظاهری نسبت به نسل اول تغییرات کمی داشت؛ اما تغییرات هیجان‌انگیزتر زیر شاسی رخ داده بود. تکنولوژی‌های به‌روز بی‌شماری در این نسل بکار رفته است.

تاریخچه کوتاه نسل‌های اول و دوم بی ام و سری 5
این خودرو جایگزین E12 شد و در ابتدا با پیشرانه‌های بنزینی ۴ و ۶ سیلندر تولید شد. در سال ۱۹۸۳ یک پیشرانه‌ی دیزلی نیز برای اولین بار در سری ۵ نصب شد.

تاریخچه کوتاه نسل‌های اول و دوم بی ام و سری 5
مدل عرضه شده در سال ۱۹۸۲ از نوع ۵۲۸e بود و پس از آن مدل ۵۳۳i تولید شد. گیربکس سفارشی ابتدایی از نوع ۳ سرعته ی اتوماتیک بود (نسخه ی ۴ سرعته ی اتوماتیک در آن زمان در اروپا در دسترس بود) اما در سال ۱۹۸۳ گیربکس ۴ سرعته ی اتوماتیک نیز در لیست سفارش‌ها قرار گرفت. مدل ۵۲۴td تنها با گیربکس اتوماتیک صادر شد و M5 نیز تنها با گیربکس دستی صادر می‌شد.

تاریخچه کوتاه نسل‌های اول و دوم بی ام و سری 5
از سال ۱۹۸۵ تمامی مدل‌های آمریکای شمالی به‌صورت استاندارد به ترمز ضد قفل ABS مجهز شدند. از سال ۱۹۸۶ نیز تمامی مدل‌ها به‌صورت استاندارد دارای صندلی‌های برقی بودند. مدل‌های مخصوص بازار آمریکا کاملاً مجهز بودند و از جمله تجهیزات آن‌ها می‌توان به شیشه‌های برقی، قفل مرکزی، سیستم تهویه، سانروف برقی، کروز کنترل، رینگ‌های آلیاژی و مه شکن اشاره کرد.


بجای صادرات مدل M535i، بی ام و آمریکای شمالی مدل ۵۳۵is را ساخت. این خودرو بر پایه‌ی مدل ۵۳۵i ساخته شد و دارای اسپویلر، سیستم تعلیق و صندلی‌های اسپورت بود.


منبع: bmwblog

مشخصات قیمتی بی ام و 530e و M550i xDrive جدید در بازار آمریکا

مشخصات قیمتی بی ام و ۵۳۰e و M550i xDrive جدید در بازار آمریکا

بی ام و رسماً قیمت‌گذاری اولین اعضای خانواده نسل جدید سری ۵ در بازار ایالات‌متحده، یعنی ۵۳۰e پلاگ-این هایبرید و M550i ایکس‌درایو را اعلام کرد.

مشخصات قیمتی بی ام و 530e و M550i xDrive جدید در بازار آمریکا
۵۳۰e iPerformance مدل ۲۰۱۸ در دو گونه دیفرانسیل عقب و چهار چرخ محرک با قیمت پایه به ترتیب ۵۲,۳۹۵ و ۵۴,۶۹۵ دلار (شامل هزینه‌ تحویل در محل) قابل سفارش است که نسبت به کد ۵۲۸i (پایه) نسل پیشین با قلب ۲ لیتری توربو تنها ۱,۲۰۰ دلار افزایش نشان می‌دهد. قوای فنی این مدل از طریق پیشرانه بنزینی درون‌سوز چهار سیلندر خطی ۲ لیتری و یک موتور الکتریکی تأمین می‌گردد که درمجموع ۲۴۸ اسب بخار قدرت و ۴۲۰ نیوتون‌متر گشتاور تولید می‌کنند. ثبت شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر بر ساعت نیز برای گونه دیفرانسیل عقب ۶ ثانیه و در گونه دو دیفرانسیل ۵٫۸ ثانیه به طول می‌انجامد.

مشخصات قیمتی بی ام و 530e و M550i xDrive جدید در بازار آمریکا

BMW 530e

مشخصات قیمتی بی ام و 530e و M550i xDrive جدید در بازار آمریکا

BMW M550i xDrive



اما اگر نسخه هایبرید را دوست ندارید و نمی‌توانید تا آمدن M5 جدید صبر کنید، بی ام و کد M550i ایکس‌درایو را برایتان در نظر گرفته است که برای تملک آن حداقل باید ۷۳,۰۹۵ دلار (شامل هزینه حمل‌ونقل) بپردازید. این نسخه روحیه خشن‌تر و هیجان‌انگیزتری داشته و از پیشرانه ۴٫۴ لیتری توربو دوقلو هشت سیلندر V شکل ۴۵۶ اسب بخاری و ۶۵۰٫۷ نیوتون‌متری سود می‌برد. برای دستیابی از حالت سکون به مرز ۹۶ کیلومتر بر ساعت نیز تنها ۴ ثانیه زمان نیاز دارد. همچنین اولین مدل M Performance مجهز به پیشرانه بازبینی شده اختصاصی گروه M محسوب می‌گردد.

مشخصات قیمتی بی ام و 530e و M550i xDrive جدید در بازار آمریکا

BMW M550i xDrive

نسل جدید بی ام و سری ۵ بهار سال جاری میلادی (بهار ۹۶) وارد نمایندگی‌های کمپانی در سرتاسر آمریکا خواهد شد.

مشخصات قیمتی بی ام و 530e و M550i xDrive جدید در بازار آمریکا



هم اکنون با ۱۶۳ میلیون تومان می‌توانید BMW سری ۵ صفر کیلومتر بخرید!

هم اکنون با ۱۶۳ میلیون تومان می‌توانید BMW سری ۵ صفر کیلومتر بخرید!

شرکت پرشیا خودرو در جدیدترین جدول فروش، با شرایط متنوع فروش نقدی و اعتباری مدل محبوب سری ۵ را ارائه کرده است.

پرشیا خودرو که در ایران مسئولیت فروش و خدمات پس از فروش محصولات BMW را بر عهده دارد، با شرایط متنوع نقدی و اعتباری مدل محبوب و پرفروش سری ۵ را عرضه می‌کند.

پرشیا خودرو بر اساس بخشنامه فروش، BMW 528i مدل ۲۰۱۶ را هم اکنون در دو تیپ Premium و Exclusive عرضه می‌کند که به ترتیب قیمت خرید نقدی آن‌ها ۴,۳۴۹,۰۰۰,۰۰۰ و ۴,۴۴۹,۰۰۰,۰۰۰ ریال است.

پرشیا خودرو برای این خودرو شرایط فروش اعتباری متنوعی را نیز در نظر گرفته است که شامل باز پرداخت‌های ۶، ۱۲، ۱۸ و ۲۴ ماهه می‌شود ضمن اینکه در هر روش فروش اعتباری، به خریداران پیش پرداخت‌های مختلفی پیشنهاد می‌شود تا به این ترتیب بتوانید نسبت به خرید این سدان با بودجه‌های مختلف اقدام کنید.

۱,۶۲۹,۰۰۰,۰۰۰ ریال کمترین پیش پرداخت برای خرید تیپ Premium  است و باقی مبلغ را باید در اقساط ۶ ماهه پرداخت کنید. در مدل Exclusive که در خانواده سری ۵ بالاترین سطح آپشن را در ایران ارائه می‌کند، حداقل پیش پرداخت ۱,۶۶۶,۰۰۰,۰۰۰ ریال است و مبلغ باقی مانده را باید در طی ۶ ماه تسویه نمایید.

در زمینه شرایط فروش نقدی و اعتباری BMW 528i جهت اطلاع بیشتر می‌توانید فایل تصویری زیر را ببینید.

هم اکنون با ۱۶۳ میلیون تومان می‌توانید BMW سری ۵ صفر کیلومتر بخرید!

همچنین می‌توانید جهت کسب اطلاعات بیشتر در زمینه شرایط متنوع فروش محصولات BMW در ایران به وب سایت پرشیا خودرو مراجعه کنید.

لازم به ذکر است از سوی پرشیا خودرو تمام خودروهای عرضه شده ۵ سال یا ۱۵۰ هزار کیلومتر گارانتی دارند.

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

پیشرانه‌های کوچک با سامانه‌های پرخوران اعم از توربوشارژر و سوپرشارژر، روز به روز معروفیت بیشتری را بین اتومبیل سازان می‌یابند. در ادامه ۱۰ اتومبیل بزرگ و سنگینی را معرفی خواهیم نمود که به موتورهای خیلی کوچک و کم مصرفی تجهیز شده‌اند. با ما همراه باشید.

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

با گسترش علم و پیشرفت فناوری‌های متفاوت، موتورها قدرت ساخت توان بسیاری را در عین مصرف کم به ارمغان می‌آورند. وقتی فناوری به شما اجازه می‌دهد که موتور شش سیلندر با توانایی خروجی انواع هشت سیلندر و مصرف مدل‌های چهار سیلندر تولید نمایید، دیگر توجیهی برای استفاده از موتورهای بزرگ و پرمصرف باقی نمی‌ماند. شاید موتورهای کوچک و مجهز به انواع توربوشارژر زیبایی و مزایای نمونه‌های تنفس طبیعی و حجیم‌تر را نداشته باشند، ولی از دیدگاه کارایی نه تنها چیزی کم ندارد چه بسا در خیلی از موارد مناسب نیز هستند. حال به معرفی ده اتومبیل جدید و بزرگ خواهیم پرداخت که همه آنها از موتورهای کوچک ولی قدرتمند سود می‌برند.

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

کادیلاک CT6

پرچمدار جدید کادیلاک اندازه‌ای تقریباً مشابه با BMW سری ۷ دارد اما از موتور دو لیتری چهار سیلندر بهره برده است. البته این موتور به یاری توربوشارژر ۲۶۵ اسب بخار تولید می‌نماید که قابل قیاس با توانایی موتور شش سیلندر M54 BMW است.

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

مرسدس بنز اسپرینتر

اتومبیل تجاری اسپرینتر که نسل تازه آن جدیداً وارد بازار شده است، در گونهٔ پایهٔ خود از موتور توربودیزل چهار سیلندر به حجم ۲٫۱ لیتر استفاده می‌نماید. علی‌رغم اندازه کوچک، این موتور با توانایی ۱۶۱ اسب بخار و گشتاور ۳۵۹ نیوتون متر کاملاً جواب گوی نیازهای این اتومبیل بزرگ است.

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

شورولت مالیبو ۱LT

موتور مالیبو واقعاً کوچک است و با حجم پیشرانه ۱٫۵ لیتری بیشتر به یک پاکت شیر شباهت دارد! البته با نگاهی به ویژگی‌های این موتور متوجه خواهید شد که درست است با موتوری خیلی کوچکی روبرو هستیم، اما اصلاً نباید آن را دست کم گرفت. این موتور ۴ سیلندر توانایی و گشتاوری برابر با ۱۶۳  اسب بخار و ۳۳۸ نیوتون متر دارد. تا همین چند سال قبل برای داشتن چنین گشتاوری به پیشرانه‌ای با حداقل حجم دو برابر نیاز بود.

فورد F-150

فورد F-150 یک وانت فول سایز است که امکان سفارش آن با موتورهای هشت و شش سیلندر وجود دارد ولی در مدل تازه آن، موتور ۲٫۷ لیتری از سری اکوبوست هم قابل سفارش است. شاید حجم این موتور چندان با اندازه بزرگ این وانت همخوانی نداشته باشد اما بیایید به ویژگی‌های آن نگاهی کنیم. موتور ذکر شده، شش سیلندر وی شکل با ۲۴ سوپاپ بوده و از سرسیلندر آلومینیومی سود می‌برد. به کمک توربوشارژر و سامانه تزریق مستقیم سوخت این موتور قدرت تولید ۳۲۵ اسب بخار نیرو را در ۵۷۵۰ دور بر دقیقه و گشتاور ۵۰۸ نیوتون متر را در دور موتور ۳۰۰۰ دور بر دقیقه دارد.

اگر به ۱۰ سال گذشته بازگردیم متوجه خواهید شد که موتورهایی با این حجم حتی از نصف گشتاور این پیشرانه‌ها هم گشتاور پایین‌تری داشتند. برای نمونه هیوندای سانتافه ۲۰۰۷ با موتور ۲٫۷ لیتری شش سیلندر، تنها ۲۴۰ نیوتن‌متر گشتاور تولید می‌نمود. فورد F-150 به واسطهٔ موتور ۲٫۷ لیتری نام برده، در زمان ۵٫۷ ثانیه به شتاب ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و برای رسیدن به سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت نیز به ۱۶٫۱ ثانیه زمان احتیاج خواهد داشت. طی مسافت ۴۰۰ متر نیز در مدت زمان ۱۴٫۳ ثانیه ممکن خواهد بود.

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

مرسدس بنز GLE300d

مرسدس بنز GLE300d  از موتور مشابهی با نمونه اسپرینتر استفاده می‌کند. البته در این اتومبیل از فناوری BlueTec هم استفاده شده است تا مصرف سوخت و آلایندگی آن کم شود. با اصلاحاتی که روی این موتور توربو دیزل ۲٫۱ لیتری انجام شده است، توانایی و گشتاور آن بالا رفته و به میزان ۲۰۱ اسب بخار و ۵۰۰ نیوتن‌متر رسیده است. جالب است با این حجم پیشرانه کم، GLE300d قابلیت یدک کردن باری به وزن ۳ تن را هم دارد. سرعت صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت این اتومبیل نیز ۸٫۹ ثانیه است که رقمی خوبی برای اتومبیل دیزلی آن هم با موتور ۲٫۱ لیتری به حساب می‌آید.

کادیلاک CTS

کادیلاک CTS نیز از موتور مشابه با CT6 سود می‌برد که در ابتدای مقاله معرفی شد. این موتور دو لیتری از نوع DOHC است؛ یعنی دو میل سوپاپ در بالا دارد. برای هر سیلندر هم ۴ سوپاپ جاسازی شده است. توربوشارژر و سامانه تزریق مستقیم سوخت هم در این موتور به کار رفته‌اند. با چنین تفاسیری این موتور قدرت ساخت نیروی ۲۶۸ اسب بخار را در دور موتور ۵۶۰۰ دور بر دقیقه و گشتاور ۳۹۹ نیوتون متر را در در دور موتور ۳۰۰۰ دور بر دقیقه دارد. اگر بخواهیم چنین گشتاوری را از موتور تنفس طبیعی دریافت نمایید، نیاز به استفاده از پیشرانه‌ای با حجم تقریبی ۴ لیتر خواهید داشت. موتور ۲ لیتری کادیلاک نیروی خود را از راه گیربکس هشت سرعتهٔ خودکار به هر چهار چرخ اتومبیل منتقل می‌نماید. CTS با این موتور دارای سرعت صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت ۵٫۸ ثانیه و شتاب صفر تا ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت ۲۶٫۸ ثانیه است.

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

ولوو XC90

شاید با مشاهده اندازه این اس یو وی ۲٫۱ تنی انتظار برود که موتوری حجیم در زیر کاپوت آن قرار داشته باشد؛ اما اینگونه نیست. موتور ولوو از نوع چهار سیلندر خطی با حجم دو لیتر است. این موتور، هم مجهز به توربوشارژر و هم سوپرشارژر است؛ به این دسته از موتورها توئین‌شارژر Twin Charger گفته می‌شود. ولوو XC90 دارای توانایی ۳۱۶ اسب بخار و گشتاور ۴۰۰ نیوتون متر است. شاسی‌بلند جذاب ولوو در مدت زمان ۶٫۱ ثانیه به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت و در نهایت به سرعت ۲۳۰ کیلومتر بر ساعت خواهد رسید. این اتومبیل هم اکنون در بازار کشورمان موجود است.

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

BMW X5 xDrive40e هیبرید

حرف e در این اتومبیل نشان دهندهٔ این است که این مدل از انواع هیبریدی پلاگین است. اتومبیل‌های پلاگین هیبرید انواعی هستند که می‌توان آنها را با متصل کردن به برق هم شارژ نمود. موتور ۲ لیتری توربوشارژردار X5 XDrive40e به یک الکتروموتور نیز متصل است. توانایی موتور بنزینی ۲۴۱ اسب بخار است و با اضافه نمودن قدرت الکتروموتور به این مجموعه، توانایی کلی سامانه حرکتی به ۳۰۹ اسب بخار خواهد رسید. چنین قدرتی X5 را قادر ساخته تا در مدت زمان ۶٫۸ ثانیه از سکون به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد. حداکثر سرعت اتومبیل نیز روی ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت محدود شده است. زمانی که شاسی بلند برقی BMW روی حالت تمام الکتریکی قرار گیرد بردی تا ۱۹ مایل خواهد داشت و حداکثر شتاب نیز در این حالت به ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد.

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

آئودی A6

آئودی A6 از موتوری چهار سیلندر خطی با حجم ۲ لیتر استفاده می‌نماید. این موتور دارای توربوشارژر است و به فناوری TFSI آئودی نیز مجهز است. سرسیلندر نیز آلومینیومی بوده و ۱۶ سوپاپ را در خود جای داده است. حداکثر توانایی موتور A6 برابر با ۲۵۲ اسب بخار در ۶۰۰۰ دور بر دقیقه و حداکثر گشتاور نیز ۳۷۰ نیوتون متر در ۱۶۰۰ دور بر دقیقه است. گیربکس نیز از نوع هشت سرعتهٔ اتومات با قابلیت تعویض دستی است. این مدل قدرت رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت را در ۶٫۱ ثانیه دارد. با این که A6 به موتوری قدرتمند مجهز شده، اما خیلی از متخصصان که با آن رانندگی نموده‌اند، موتور شش سیلندر ۳ لیتری نسل قبلی را بهتر عنوان نمودند.

نگاهی به لیست ۱۰ خودروی بزرگ با موتورهایی کوچک و کم مصرف

BMW 528i

BMW 528i در کشورمان نیز هواداران بسیاری دارد. موتور آن چهار سیلندر خطی و دارای حجم ۲ لیتر است. سامانه تزریق مستقیم سوخت، توربوشارژرهای دوگانه و زمان بندی متغییر سوپاپ‌ها، این موتور را قادر ساخته تا توانایی خروجی معادل ۲۴۰ اسب بخار و گشتاور ۳۵۰ نیوتن‌متر را داشته باشد. این موتور در مدل ۳۲۸i نیز استفاده شده است؛ با توجه به بدنهٔ سنگین‌تر سری ۵، موتور ۲ لیتری ذکر شده فشار بسیاری را در این اتومبیل متحمل می‌شود و بدین ترتیب توانایی‌های حرکتی ۳۲۸i را نخواهد داشت.

چرا BMW سری ۵ پرفروش‌ترین سدان لوکس بازار ایران شد؟

چرا BMW سری ۵ پرفروش‌ترین سدان لوکس بازار ایران شد؟

نسل فعلی BMW سری ۵ یا همان اتاق F10، نخستین بار با مدل ۵۲۳i به کشور وارد شد و اگرچه قدرت ۲۰۴ اسب بخاری موتور ۶ سیلندر و ۳ لیتری آن در مقابل رقیبی مانند مرسدس بنز E350 چندان جالب توجه نبود، اما به عنوان یک سدان لوکس پیشرفته، با تجهیزات و امکانات آسایشی مناسب و همچنین طراحی نمایی جذاب و چشم‌نواز، جایگاه خوبی را در بازار داخلی به دست آورد.

به گزارش «۱۶۱۶»، بعد از توقف ساخت ۵۲۳i و در نتیجه، وارد شدن مدل‌های ۵۲۰i و ۵۲۸i به ایران، محبوبیت این مدل در بازار داخلی تا حد زیادی بیشتر شد که از جمله اصلی‌ترین دلایل آن می‌توان به بهتر شدن تنوع آپشن مدل‌های وارداتی و همچنین قوای فنی و شتاب‌گیری جالب توجه در مدل‌های ۵۲۸i اشاره نمود. مدتی بعد و با ورود مدل‌های فیس‌لیفت ۲۰۱۴ این سدان لوکس، آن هم در حالی که فقط تعداد کمی از نسخه فیس‌لیفت E-Class با مدل E200 به کشور وارد شده بودند، سری ۵ لقب پرفروش‌ترین سدان لوکس در بازار داخلی را به خود اختصاص داد و با نگاهی به مقدار فروش این اتومبیل و خصوصاً مدل ۵۲۸i در ۲ سال قبل می‌توان بیان نمود که همچنان به عنوان موفق‌ترین مدل در این قسمت از بازار معرفی می‌شود و بدین ترتیب فضای رقابت را بر مرسدس بنز E250 (که آن نیز فروش قابل توجهی دارد) تنگ کرده است.

چرا BMW سری ۵ پرفروش‌ترین سدان لوکس بازار ایران شد؟

از آنجایی که بیشتر سری ۵ های وارد شده به ایران از نوع ۵۲۸i و دارای پکیج M Sport (شامل کیت بدنه و رینگ‌های ۵ پره اسپرت ۱۸ یا ۱۹ اینچی) هستند، می‌توان بیان کرد که این اتومبیل ترکیبی از خصوصیت‌های لوکس و اسپرت را در ظاهر خود به نمایش می‌گذارد و اگرچه احتمالاً تا چند ماه دیگر، نسل جدید آن نیز با چهره‌ای تازه و متفاوت معرفی می‌شود اما هنوز هم این مدل می‌تواند با طراحی نمایی متناسب و زیبای خود، نظر خریداران را جلب کند. سری ۵ در درون کابین نیز جلوه‌ای کاملاً لوکس و هماهنگ را همراه با ارگونومی بالا و کیفیت قابل قبول ارائه می‌نماید که از جمله خصوصیت‌های آشکار آن می‌توان به صندلی‌های راحت، فرم جذاب غربیلک فرمان و اهرم تعویض دنده و همچنین تزئینات چوبی با کیفیت و چشم‌نواز اشاره نمود، هرچند که فضای ردیف عقب آن در قیاس با بعضی از رقیب‌های موجود در این کلاس، کمی محدودتر به نظر می‌رسد.

چرا BMW سری ۵ پرفروش‌ترین سدان لوکس بازار ایران شد؟

مدل‌های ۵۲۸i واردشده به کشور در کامل‌ترین حالت (یا به قول فروشندگان؛ مدل ۵ کلید)، امکاناتی مانند سامانه Keyless، سامانه مکش درها، تنظیم برقی صندلی‌های جلو با حافظه، گرم‌کن و تهویه صندلی‌های جلو، گرم‌کن صندلی‌های عقب، گرم‌کن غربیلک فرمان، سامانه داینامیک (بالشتک‌های باد شونده) صندلی‌های جلو، تهویه مطبوع خودکار چهارنقطه‌ای، کنترلر iDrive و دسته دنده سرامیکی، نمایشگر و نویگیشن، DVD چنجر، سیستم صوتی هارمن‌کاردون، TV، نمایشگرهای ردیف عقب، صفحه کیلومترشمار دیجیتال با قابلیت تغییر رنگ و گرافیک (در حالت‌های گوناگون رانندگی)، سانروف، پرده برقی شیشه‌های پشت، هدآپ دیسپلی، شیشه‌های دودی عقب، سامانه پارک خودکار، دوربین‌های دید اطراف با نمایش ۳۶۰ درجه، کروز کنترل هوشمند، سامانه جلوگیری از تصادف با موانع ثابت و متحرک در جلو، سامانه هشدار نقطه کور و حرکت میان خطوط، سامانه نایت ویژن، نورپردازی فول LED و تطبیق خودکار چراغ‌های جلو، درب برقی صندوق عقب (با سنسور حرکت پا در زیر سپر) و همچنین نورپردازی مخفی داخل اتاق و چراغ زیر دستگیره درها را در اختیار شما قرار می‌دهند و البته به غیر از این موارد، آپشن‌هایی مانند سیستم صوتی Bang & Olufsen، داشبورد چرمی، روکش صندلی‌ها با چرم ویژه Individual و یا سیستم فرمان‌پذیری چرخ‌های عقب (به میزان ۲ درجه) نیز برای این مدل وجود دارد که خیلی کم در نمونه‌های وارداتی مشاهده می‌شود. 

چرا BMW سری ۵ پرفروش‌ترین سدان لوکس بازار ایران شد؟

همان گونه که اشاره نمودیم، مدل ۵۲۸i به دلیل دارا بودن موتور تواناتر و شتاب‌گیری رضایت‌بخش، نسبت به ۵۲۰i محبوبیت بیشتری دارد و جالب است بدانید که این مدل با موتور ۴ سیلندر توربوشارژ و ۲۴۵ اسب بخاری و به لطف کارکرد خوب و هماهنگ گیربکس ۸ دنده دوکلاچه خودکار، چابکی و شتاب‌گیری قابل توجهی را در حد یک مرسدس بنز E350 ۲۰۱۲ با موتور ۶ سیلندر ۳٫۵ لیتری و ۳۰۴ اسب بخاری به نمایش می‌گذارد. اگرچه سری ۵ از لحاظ ویژگی‌های اسپرت به پای مدل‌هایی چون سری ۳ یا ۴ نمی‌رسد اما در کل، فرمان‌پذیری و پایداری آن در این کلاس و در قیاس با اکثر رقیب‌ها، کاملاً قابل توجه و تحسین‌برانگیز است و در واقع می‌توان طعم چاشنی اسپرت را در رانندگی با آن حس کرد. البته کارکرد سامانه تعلیق سری ۵ در حالت استاندارد و برای یک سدان لوکس بزرگ، کمی سفت و اسپرت به نظر می‌رسد اما در مدل‌های مجهز به سامانه Control Dynamic Damper می‌توان کارکرد تعلیق و حالت رانندگی را در یکی از حالت ای Sport،‌Comfort و یا حتی Comfort + قرار داد که طبیعتاً در حالت سوم، یک سواری کاملاً نرم و بی‌تکان را تجربه خواهید نمود.

چرا BMW سری ۵ پرفروش‌ترین سدان لوکس بازار ایران شد؟

هر دو مدل سری ۵ در بازار داخلی، یعنی ۵۲۰i و ۵۲۸i دارای مصرف سوختی بهینه و رضایت‌بخش هستند و اگرچه گفته می‌شود که استهلاک این مدل در قیاس با لکسس ES و تا حدی نسبت به مرسدس بنز E-Class زیادتر است، اما در نهایت این مسئله تا حد زیادی به شیوه استفاده از اتومبیل، انجام به‌موقع و کامل سرویس‌ها در مراکز معتبر، استفاده از بنزین مناسب و همچنین دوری از رانندگی‌های غیر اصولی و پرفشار بستگی دارد که طبیعتاً با رعایت کلیه این موارد می‌توان از افت کارکرد و پیدایش ایرادات زودهنگام در سامانه تعلیق و جلوبندی، موتور، سامانه توربوشارژ و یا دیگر قسمت‌های اتومبیل جلوگیری کرد.  در حال حاضر ۵۲۸i مدل ۲۰۱۶ با قیمتی حدود ۴۱۰ الی ۴۵۵ -میلیون تومان به فروش می‌رسد که این رنج قیمت حدود صد میلیون تومان ارزان‌تر از رقیب هموطن آن یعنی مرسدس بنز E250 مدل ۲۰۱۶ است. همچنین اگر خواهان ۵۲۸i با همین مشخصات و امکانات اما با قیمتی کمتر باشید می‌توانید مدل‌های صفرکیلومتر ۲۰۱۵ و یا نمونه‌های دست دوم ۲۰۱۴ آن را خریداری نمایید که با قیمتی حدود ۳۰۰ الی چهارصد میلیون تومان (با توجه به کارکرد و سال تولید) به فروش می‌رسند.

«ترین» های بازار خودروهای وارداتی را بشناسید

«ترین» های بازار خودروهای وارداتی را بشناسید

در بسیاری از رقابت‌های تجاری امروزه مخصوصاً در عرصه خودروسازی، برای بیان ویژگی و مشخصات یک محصول استفاده از پسوند «تر»، همراه با ریسک و البته کمی دشوار است زیرا این پسوند را فقط زمانی می‌توان به کار گرفت که در دیگر محصولات مشابه نیز فاکتور مورد نظر با یک معیار معتبر و دقیق و به طور همه جانبه اندازه گیری شده باشد.

برای مثال زمانی که می گوییم یک خودرو، در بین مدل‌های موجود در دنیا سریع‌ترین است، این نکات را هم باید در نظر بگیریم که یک مدل تولید محدود ممکن است، نسبت به آن حداکثر سرعت یا شتاب بیشتری داشته باشد و یا اینکه به طور الکترونیکی سرعت برخی از خودروها توسط کمپانی محدود شده است و در غیر این صورت شاید، نسبت به نمونه مورد نظر ما سرعت بالاتری را به نمایش بگذارند.

بنابراین وقتی از «ترین»‌ ها صحبت می‌شود، بهتر است شرایط مقایسه و محدوده نیز مشخص باشد و در این مطلب به همین خاطر، از میان مدل‌هایی ترین های بازار خودروهای وارداتی را انتخاب کرده‌ایم که شرایط و امکان ورود به کشور را در حال حاضر دارا هستند و به راحتی در بازار نمونه صفر کیلومتر آن‌ها نیز یافت می‌شود. به عبارتی دیگر، شما در ادامه مطلب با قوی‌ترین، سریع‌ترین، جادارترین، کم مصرف‌ترین، نرم‌ترین، کوچک‌ترین و البته مجهزترین اتومبیل‌های وارداتی که حجم موتور آن‌ها زیر ۲۵۰۰ سی سی است آشنا خواهید شد.

سریع‌ترین خودرو وارداتی:

منظور ما در اینجا از سریع‌ترین، خودرویی است که شتاب‌گیری را نسبت به بقیه خودروها بهتر به نمایش بگذارد و شتاب اولیه هر خودرو در حالت استاندارد را برای این انتخاب در نظر می‌گیریم. از بین مدل‌هایی با حجم موتور زیر ۲۵۰۰ سی سی با این تفاسیر، به عنوان سریع‌ترین مدل BMW Z4 28i با شتاب اولیه ۵٫۵ ثانیه انتخاب می‌شود و BMW 328i سدان هم بعد از آن، در رتبه دوم با شتاب اولیه ۵٫۹ ثانیه قرار می‌گیرد. البته آلفارومئو ۴C در این میان، با شتاب اولیه ۴٫۵ ثانیه نیز وجود دارد، اما به کشور فقط تعداد انگشت شماری از آن وارد شده است که در مقایسه ما به همین دلیل حضور ندارد. لازم به ذکر است که پورشه پانامرا توربو با شتاب اولیه ۴٫۲ ثانیه (۴ در حالت لانچ کنترل)، در گروه خودروهای وارداتی با حجم موتور بالای ۲۵۰۰ سی سی، همچنان در میان خودرو وارداتی به عنوان سریع‌ترین خودروی موجود در بازار شناخته می‌شود.

قوی‌ترین خودرو موجود در بازار داخلی:

ولوو XC90 یقیناً به عنوان قوی‌ترین خودرو با قدرت ۳۲۰ اسب بخار (با پیشرانه زیر ۲۵۰۰ سی سی) در بازار داخلی شناخته می‌شود که البته فعلاً در خیابان‌ها شاهد تردد آن نیستیم.
بنابراین با در نظر نگرفتن XC90، BMW های مجهز به پیشرانه ۲ لیتری و توربوشارژ ۲۴۵ اسب بخاری که با کد ۲۸i شناخته می‌شوند را می‌توان در این بازه به عنوان قوی‌ترین مدل‌های موجود معرفی کنیم.

«ترین» های بازار خودروهای وارداتی را بشناسید

کم مصرف‌ترین خودرو وارداتی:

می‌توان گفت که با در نظر گرفتن میانگین مصرف سوخت خودروهای وارداتی با مصرف ترکیبی ۴٫۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر میتسوبیشی میراژ در بازار داخلی به عنوان کم مصرف‌ترین اتومبیل موجود شناخته می‌شود و کیا پیکانتو بعد از آن، در رتبه دوم با میانگین ۵٫۳ لیتر قرار می‌گیرد.

«ترین» های بازار خودروهای وارداتی را بشناسید

جادارترین اتوموبیل وارداتی:

اگر محفظه بار اتومبیل‌ها و همچنین فضای سرنشینان را به عنوان ملاک جادار بودن آن‌ها در نظر بگیریم، ۳ شاسی‌بلند کلاس متوسط در حال حاضر با دارا بودن ۳ ردیف صندلی و قابلیت حمل ۷ سرنشین، یعنی کیا سورنتو، هیوندای سانتافه و همچنین میتسوبیشی اوتلندر به عنوان جادارترین خودروهای وارداتی شناخته می‌شوند که برای سرنشینان جلو و عقب علاوه بر فضای پا و سر مناسب، در محفظه بار خود حجم مناسب و قابل توجهی را نیز به نمایش می‌گذارند.

«ترین» های بازار خودروهای وارداتی را بشناسید

نرم‌ترین سواری بین اتومبیل‌های وارداتی:

از نرم‌بودن سواری یک خودرو یقیناً منظور تنها فنربندی آن و عملکرد بسیار نرم سیستم تعلیق نیست زیرا گاهی وقت‌ها، نرم بودن بیش از حد نیز موجب واکنش نامناسب سیستم تعلیق در برابر ناهمواری‌ها و ضربه‌ها و همچنین تکان‌های آزار دهنده می‌شود اما، اگر بخواهیم در یک تعریف بهتر خودروهایی با سواری دلپذیر و آرام را تعیین کنیم، مالکان خودرو و همچنین تجربه نگارنده، طبق نظر اکثر کارشناسان، لکسوس GS250، لکسوس ES250 و البته مرسدس بنزهای E250 که به سامانه تعلیق Airmatic مجهز باشند، برای شما سواری بی صداتری و نرم‌تری را فراهم می‌کنند. می‌توان لکسوس NX و بعد از آن، میتسوبیشی اوتلندر را در میان مدل‌های شاسی بلند نیز به عنوان ارائه دهنده یک سواری دلچسب و مطلوب معرفی کرد.

«ترین» های بازار خودروهای وارداتی را بشناسید

کوچک‌ترین اتومبیل وارداتی:

اگر فیات ۵۰۰ را که هنوز در بازار داخلی به صورت انبوه و قابل توجه عرضه نشده است فاکتور بگیریم، به عنوان کوچک‌ترین خودرو وارداتی در بازار، کیا پیکانتو با عرض ۱۵۹۵ میلی متر و همچنین طول ۳۵۹۵ میلی متر شناخته می‌شود.

«ترین» های بازار خودروهای وارداتی را بشناسید

مجهزترین اتومبیل که در بازار داخلی موجود است:

با در نظر گرفتن کلیه امکانات رفاهی و تجهیزات ایمنی خودروهای وارداتی و همچنین مقایسه آن‌ها با یکدیگر در حال حاضر باید بگوییم که، بالاترین سطح تجهیزات و امکانات رفاهی روز را مرسدس بنز E250 و همچنین BMW 528i در حالت فول آپشن، در اختیار خریداران خود قرار می‌دهند که می‌توان از جمله مهم‌ترین آن‌ها به گرمکن و تهویه صندلی‌های جلو، تنظیم برقی صندلی‌های جلو با حافظه، ماساژور صندلی‌های جلو، گرمکن صندلی‌های عقب، سیستم صوتی هارمن کاردون یا Bang & Olufsen، تهویه مطبوع اتوماتیک با قابلیت تنظیم مستقل دما برای سرنشینان عقب، شیشه‌های دودی عقب، نمایشگر و تجهیزات مولتی مدیا ردیف عقب، سیستم نورپردازی فول LED، پرده شیشه‌های عقب، مکانیسم برقی و اتوماتیک درب صندوق عقب، سیستم پارک اتوماتیک، سیستم تعلیق تطبیقی با قابلیت تنظیم ارتفاع و حالت رانندگی، دوربین‌های دید اطراف با قابلیت نمایش ۳۶۰ درجه، نایت ویژن و همچنین انواع سیستم‌های کمکی هوشمند و پیشگیری از تصادف اشاره کرد. بعد از این دو مدل و با فاصله‌ای اندک لکسوس GS250 نیز در مقام دوم قرار می‌گیرد.

«ترین» های بازار خودروهای وارداتی را بشناسید

 

رونمایی رسمی نسل جدید ب‌ام‌و سری 5

رونمایی رسمی نسل جدید ب‌ام‌و سری ۵

سرانجام پس از انتشار تعداد زیادی تصاویر غیررسمی، رندرها و تصاویر جاسوسی، ب‌ام‌و نسل هفتم سدان محبوب سری ۵ خود را رونمایی کرد. خودرویی با کد G30 که شاید نمایانگر یک ب‌ام‌و قرن بیست و یکمی باشد یا یک تکامل دقیق از سلف خود به نظر آید اما درواقع خیلی بیشتر از این‌ها است. نسل هفتم سری ۵ طبق زبان طراحی حال حاضر ب‌ام‌و شکل ‌گرفته و یادآور یک سری ۷ کوچک‌تر است. بااین‌حال نوآوری چندانی در طراحی سری ۵ جدید دیده نمی‌شود و رویکرد ساده و محافظه‌کارانهٔ نسل قبلی را ادامه داده است. گویا پس از رفتن کریس بنگل، ب‌ام‌و از ارائهٔ طراحی‌های ساختارشکنانه واهمه پیدا کرده و ترجیح می‌دهد همان شیوهٔ محافظه‌کار خود را دنبال کند.

رونمایی رسمی نسل جدید ب‌ام‌و سری 5

به همین دلیل طراحان ب‌ام‌و تغییرات اساسی و تحولاتی کلی در نسل جدید سری ۵ اعمال نکرده‌اند. بزرگ‌ترین تغییرات در قسمت جلو انجام گرفته که در آن چراغ‌های جلو همانند سری ۷ و محصولات دیگر ب‌ام‌و به جلوپنجره متصل شده‌اند که باعث می‌شود دماغهٔ خودرو عریض‌تر به نظر برسد. همچنین جلوپنجرهٔ آن نیز مجهز به ویژگی تیغه‌های فعال شده است که در زمان‌های مناسب جهت آئرودینامیک بهتر بسته می‌شوند؛ اما در قسمت عقب شاهد همان چراغ‌های معمول ب‌ام‌و هستیم که هرچند تغییراتی در آن‌ها ایجاد شده ولی کاملاً کلیشه‌ای به نظر می‌رسند.

رونمایی رسمی نسل جدید ب‌ام‌و سری 5


بااین‌حال در زیر این پوستهٔ تکراری همه‌چیز تغییر کرده است. این سدان جدید آلمانی بر روی پلت‌فرم CLAR ساخته شده که موجب استفادهٔ گسترده از تکنولوژی‌های پیشرفته و کاهش وزن شده است حتی بدون آن‌که مانند سری هفت از فیبر کربن استفاده شود. وزن کلی سری ۵ جدید به‌اندازهٔ ۱۰۰ کیلوگرم سبک‌تر از قبل شده است که ۷۰ کیلوگرم آن به‌تنهایی مربوط به شاسی است. ابعاد سری ۵ جدید در همهٔ جهات رشد داشته است به‌نحوی‌که نسل جدید ۳۶ میلی‌متر کشیده‌تر، ۶ میلی‌متر پهن‌تر و ۲ میلی‌متر بلندتر از نسل قبلی شده است درحالی‌که فاصلهٔ محوری آن‌هم ۷ میلی‌متر افزایش داشته است (۲,۹۷۶ میلی‌متر) که این امر موجب بهبود فضای سرنشینان عقب و افزایش ظرفیت صندوق بار به ۵۳۰ لیتر (۱۰ لیتر بیشتر از قبل) شده است.

رونمایی رسمی نسل جدید ب‌ام‌و سری 5


 

فعلاً در زمان رونمایی چهار پیشرانهٔ توربوشارژ برای سری پنج ۲۰۱۷ ارائه شده است که دو نمونه بنزنی و دو موتور دیگر دیزلی هستند. پیشرانه‌های جدید از نوع بنزینی هستند که عبارت‌اند از یک واحد ۲ لیتری چهار سیلندر با ۲۵۰ اسب بخار قدرت و ۳۵۰ نیوتن متر گشتاور که برای مدل ۵۳۰i ارائه شده است. این مدل جایگزین مدل فعلی ۵۲۸i می‌شود که ۲۴۰ اسب بخار قدرت و ۳۵۳ نیوتن متر گشتاور دارد. ب‌ام‌و ۵۳۰i در ۶ ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر در ساعت می‌رسد و در صورت تجهیز به سیستم چهارچرخ محرک XDrive، این رقم به ۵٫۸ ثانیه کاهش میابد.


موتور بنزینی بعدی که در حال حاضر بالاترین موتور سری ۵ محسوب می‌شود از نوع ۳ لیتری شش سیلندر خطی با ۳۳۵ اسب بخار قدرت و ۴۵۰ نیوتن متر گشتاور است که برای مدل ۵۴۰i ارائه شده است. این مدل هم جایگزین مدل فعلی ۵۳۵i شده است که ۳۰۰ اسب بخار قدرت و ۴۱۰ نیوتن متر گشتاور دارد. مدل جدید ۵۴۰i به‌صورت استاندارد در ۴٫۹ ثانیه و با سیستم XDrive در ۴٫۷ ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر در ساعت می‌رسد. دو موتور دیزل هم شامل یک ۲ لیتری چهار سیلندر و یک ۳ لیتری شش سیلندر می‌شوند. تمامی مدل‌های سری ۵ جدید در حالت استاندارد به‌صورت دیفرانسیل عقب عرضه می‌شوند و سیستم چهارچرخ محرک برای آن‌ها به‌عنوان یک آپشن قابل سفارش خواهد بود. همچنین گیربکس همهٔ آن‌ها نیز به‌صورت استاندارد یک نمونهٔ ۸ سرعتهٔ اتوماتیک خواهد بود.



بعدها به رنج مدل‌های مختلف سری ۵ علاوه بر این نسخه‌ها، نمونه‌های دیگری هم اضافه خواهد شد. یکی از آن‌ها مدل پلاگین‌هیبریدی ۵۳۰e است که از همان موتور بنزینی چهار سیلندر استفاده می‌کند درحالی‌که یک موتور الکتریکی هم در کنار آن قرار می‌گیرد و مصرف سوخت را به تنها ۲ لیتر در هر صد کیلومتر می‌رساند. همچنین مدل ۵۵۰i XDrive هم مجهز به یک پیشرانهٔ ۴٫۴ لیتری V8 با ۴۵۵ اسب بخار قدرت خواهد بود و شتاب صفرتاصد را در ۴ ثانیه ثبت می‌کند که سریع‌تر از M5 فعلی است که در ۴٫۳ ثانیه از صفر به صد کیلومتر در ساعت می‌رسد. این مدل را هم می‌توان با سیستم چهارچرخ محرک XDrive سفارش داد. همچنین در اواخر سال ۲۰۱۷ مدل پرچم‌دار M5 معرفی خواهد شد که ۶۰۰ اسب بخار قدرت داشته و به‌صورت استاندارد به سیستم XDrive مجهز خواهد بود.



وزن کمتر و تکنولوژی شاسی جدید موجب بهبود هندلینگ سری ۵ شده است. به‌عنوان‌مثال سیستم رانندگی تطبیقی سفارشی برای این خودرو ارائه شده است که شامل نسخهٔ بروز شدهٔ کنترل پویای دامپرها می‌شود. همچنین در نسل جدید، تنظیم میلهٔ آنتی رول توسط موتورهای الکتریکی انجام می‌گیرد که سریع‌تر و سبک‌تر از نمونه‌های هیدرولیکی قبلی است. در نسل جدید سری ۵ تعلیق دو جناقی در جلو و Multi Link در عقب حفظ شده است اما مهندسان ب‌ام‌و هندسهٔ آن‌را تغییر داده و جهت بهبود هندلینگ و راحتی بیشتر، استفادهٔ گسترده‌ای از آلومینیوم به عمل آورده‌اند. همچنین سیستم فرمان گیری چرخ‌های عقب (که ب‌ام‌و آن‌را Integral Active Steering می‌نامد) هم به‌صورت اختیاری در مدل‌های چهارچرخ محرک قابل سفارش است.

رونمایی رسمی نسل جدید ب‌ام‌و سری 5

داشبورد این نسل سری ۵ نیز به نظر می‌رسد کاملاً از سری ۷ اقتباس شده و بیشتر به سمت راننده متمایل شده است. این نشانگر این است که داشبورد سری ۵ جدید با زاویه به سمت راننده، بیشتر بر راننده تمرکز پیدا کرده است. همچنین ب‌ام‌و نسل جدید سری ۵ را به تکنولوژی رانندگی نیمه‌خودکار مجهز کرده است که نه‌تنها در جاده‌ها خودروهای دیگر را به‌صورت خودکار دنبال می‌کند بلکه می‌تواند از آن‌ها سبقت هم بگیرد. سیستم دستیار حفظ حرکت میان خطوط و دستیار ترافیک هم به‌طور خودکار ماشین را در یک خط مستقیم نگه می‌دارد و حتی در ترافیک نیز قابلیت توقف و حرکت دارد. در این حالت راننده می‌تواند دستان خود را کاملاً از روی فرمان برداشته و با ورژن ۶٫۰ سیستم اطلاعاتی-سرگرمی iDrive ب‌ام‌و کار کند که در حال حاضر مانند سری ۷ مجهز به سیستم تشخیص حرکت دست شده است.



علاوه بر این‌ها، بجای استفاده از مجموعه‌ای از دستورات صوتی مشخص برای کنترل سیستم صوتی و دیگر عملکردها می‌توان به‌وسیلهٔ صحبت کردن طبیعی با خودرو در ارتباط بود و ماشین گفتار طبیعی انسان را درک می‌کند. این ویژگی سال آینده به سری ۷ هم اضافه خواهد شد. بدیهی است که سری ۵ جدید قادر است خود را به‌صورت خودکار نیز پارک کند درحالی‌که از طریق سیستم جدید ParkNow قادر به پیدا کردن جای پارک خالی برای راننده هم هست.



ب‌ام‌و یک پکیج M Sport را هم در همان روز رونمایی برای سری ۵ جدید ارائه کرده است. این پکیج شامل کیت آئرودینامیکی M متشکل از سپر جلو با ورودی‌های هوای بزرگ‌تر، رکاب‌های جانبی برجسته و اسپرت، یک دیفیوزر عقب و سیستم اگزوز با دو سر مستطیل شکل به‌علاوهٔ تریم بیرونی Shadowline، تعلیق M اسپرت با ارتفاع کمتر و رینگ‌های ۱۹ اینچی می‌شود. پکیج M Sport در داخل خودرو نیز فرمان سه‌شاخهٔ چرمی و روکش آلومینیومی پدال‌ها و محل قرار دادن پا را اضافه می‌کند و در صورت سفارش آپشن اختیاری چرم داکوتای مشکی، کفی‌های سفارشی هم برای خودرو ارائه می‌شوند.



فروش نسل هفتم ب‌ام‌و سری ۵ در فوریهٔ آینده (بهمن) آغاز خواهد شد و اگرچه قیمت‌گذاری آن هنوز انجام نگرفته است اما نسل جدید کمی گران‌تر از مدل پیشین خواهد بود ولی در عوض بهتر و مجهزتر از قبل شده است.

رونمایی رسمی نسل جدید ب‌ام‌و سری 5




خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

مقالات مرتبط:

  • بزرگ‌ترین پیشرانه‌های به کار رفته در خودروها

با پیشرفت علم و توسعه‌ی تکنولوژی‌های مختلف، پیشرانه‌ها توانایی تولید توان بیشتری را در عین مصرف کم به ارمغان می‌آورند. وقتی تکنولوژی به شما اجازه می‌دهد که پیشرانه‌ی شش سیلندر با قدرت خروجی انواع هشت سیلندر و مصرف نمونه‌های چهار سیلندر تولید کنید، دیگر توجیحی برای استفاده از پیشرانه‌های بزرگ و پرمصرف باقی نمی‌ماند. شاید پیشرانه‌‌های کوچک و مجهز به انواع توربوشارژر جذابیت و مزایای نمونه‌های تنفس طبیعی و حجیم‌تر را نداشته باشند، ولی از لحاظ کارایی نه تنها چیزی کم ندارد چه بسا در بسیاری از موارد بهتر نیز هستند. حال به معرفی ۱۰ خودروی نوین و بزرگ خواهیم پرداخت که تمامی آنها از پیشرانه‌هایی کوچک ولی قدرتمند بهره می‌برند.

کادیلاک CT6

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

پرچمدار جدید کادیلاک ابعادی تقریبا مشابه با BMW سری ۷ دارد اما از پیشرانه‌ی دو لیتری چهار سیلندر بهره مند است. البته این پیشرانه با کمک توربوشارژر ۲۶۵ اسب بخار تولید می‌کند که قابل مقایسه با قدرت پیشرانه‌ی شش سیلندر M54 بی‌ام‌و است.

مرسدس بنز اسپرینتر

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

خودروی تجاری اسپرینتر که نسل جدید آن به تازگی وارد بازار شده است، در گونه‌ی پایه‌ی خود از پیشرانه‌ی توربودیزل چهار سیلندر به حجم ۲.۱ لیتر استفاده می‌کند. علی‌رغم سایز کوچک، ولی این پیشرانه با قدرت ۱۶۱ اسب بخار و گشتاور ۳۵۹ نیوتون متر کاملا پاسخگوی نیازهای این خودروی بزرگ است.

شورولت مالیبو ۱LT

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

پیشرانه‌ی مالیبو واقعا کوچک است و با حجم موتور ۱.۵ لیتری بیشتر به یک پاکت شیر شبیه است. البته با نگاهی به مشخصات این پیشرانه متوجه خواهید شد که درست است با پیشرانه‌ی بسیار کوچکی طرف هستیم، اما اصلا نباید آن را دست کم گرفت. این پیشرانه‌ی ۴ سیلندر قدرت و گشتاوری برابر با ۱۶۳  اسب بخار و ۳۳۸ نیوتون متر دارد. تا همین چند سال پیش برای داشتن چنین گشتاوری به موتوری با حداقل حجم دو برابر نیاز بود.

فورد F-150

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

فورد F-150 یک وانت فول سایز است که امکان سفارش آن با پیشرانه های هشت و شش سیلندر وجود دارد ولی در مدل جدید آن، پیشرانه‌ی ۲.۷ لیتری از سری اکوبوست هم قابل سفارش است. شاید حجم این پیشرانه چندان با ابعاد بزرگ این وانت همخوانی نداشته باشد اما بیایید به مشخصات آن نگاهی کنیم. پیشرانه‌ی مذکور، شش سیلندر وی شکل با ۲۴ سوپاپ بوده و از سرسیلندر آلومینیومی بهره می‌برد. به کمک توربوشارژر و سیستم تزریق مستقیم سوخت این پیشرانه توانایی تولید ۳۲۵ اسب بخار قدرت را در ۵۷۵۰ دور بر دقیقه و گشتاور ۵۰۸ نیوتون متر را در دور موتور ۳۰۰۰ دور بر دقیقه دارد. اگر به ده سال قبل بازگردیم متوجه خواهید شد که پیشرانه‌هایی با این حجم حتی از نصف گشتاور این موتور هم گشتاور کمتری داشتند. برای مثال هیوندای سانتافه ۲۰۰۷ با پیشرانه‌ی ۲.۷ لیتری شش سیلندر، تنها ۲۴۰ نیوتون‌متر گشتاور تولید می‌کرد. فورد F-150 به واسطه‌ی پیشرانه‌ی ۲.۷ لیتری مذکور، در مدت زمان ۵.۷ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و برای رسیدن به سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت نیز به ۱۶.۱ ثانیه زمان احتیاج خواهد داشت. طی مسافت ۴۰۰ متر نیز در مدت زمان ۱۴.۳ ثانیه ممکن خواهد بود.

مرسدس بنز GLE300d

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

مرسدس بنز GLE300d  از پیشرانه‌ی یکسان با مدل اسپرینتر بهره‌مند است. البته در این خودرو از تکنولوژی BlueTec هم استفاده شده است تا مصرف سوخت و آلایندگی آن کاهش یابد. با اصلاحاتی که روی این پیشرانه‌ یتوربودیزل ۲.۱ لیتری انجام شده است، قدرت و گشتاور آن افزایش یافته و به میزان ۲۰۱ اسب بخار و ۵۰۰ نیوتون‌متر رسیده است. جالب است با این حجم موتور کم، GLE300d قابلیت یدک کردن باری به وزن ۳ تن را هم داراست. شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت این خودرو نیز ۸.۹ ثانیه است که عدد خوبی برای خودرویی دیزلی آن هم با پیشرانه‌ی ۲.۱ لیتری محسوب می‌شود.

کادیلاک CTS

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

کادیلاک CTS نیز از پیشرانه‌ی مشابه با CT6 بهره می‌برد که در ابتدای مقاله معرفی شد. این پیشرانه‌ی دو لیتری از نوع DOHC است؛ یعنی دو میل سوپاپ در بالا دارد. برای هر سیلندر هم ۴ سوپاپ تعبیه شده است. توربوشارژر و سیستم تزریق مستقیم سوخت هم در این پیشرانه به کار رفته‌اند. با چنین تفاسیری این پیشرانه توانایی تولید قدرت ۲۶۸ اسب بخار را در دور موتور ۵۶۰۰ دور بر دقیقه و گشتاور ۳۹۹ نیوتون متر را در در دور موتور ۳۰۰۰ دور بر دقیقه دارد. اگر بخواهیم چنین گشتاوری را از پیشرانه‌ی تنفس طبیعی دریافت کنید، نیاز به استفاده از موتوری با حجم تقریبی ۴ لیتر خواهید داشت. پیشرانه‌ی ۲ لیتری کادیلاک نیروی خود را از طریق جعبه‌دنده‌ی هشت سرعته‌ی اتوماتیک به هر چهار چرخ خودرو منتقل می‌کند. CTS با این پیشرانه دارای شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت ۵.۸ ثانیه و شتاب صفر تا ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت ۲۶.۸ ثانیه است.

ولوو XC90

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

شاید با دیدن ابعاد این اس یو وی ۲.۱ تنی انتظار برود که پیشرانه‌ای حجیم در زیر کاپوت آن قرار داشته باشد؛ اما اینطور نیست. پیشرانه‌ی ولوو چهار سیلندر خطی با حجم دو لیتر است. این پیشرانه، هم مجهز به توربوشارژر و هم سوپرشارژر است؛ به این دسته از پیشرانه‌های تویین‌شارژر Twin Charger گفته می‌شود. ولوو XC90 دارای قدرت ۳۱۶ اسب بخار و گشتاور ۴۰۰ نیوتون متر است. شاسی‌بلند زیبای ولوو در مدت زمان ۶.۱ ثانیه به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت و در نهایت به سرعت ۲۳۰ کیلومتر بر ساعت خواهد رسید. این خودرو هم اکنون در بازار کشورمان موجود است.

BMW X5 xDrive40e هیبرید

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

حرف e در این خودرو نشان دهنده‌ی این است که این مدل از انواع هیبریدی پلاگین است. خودروهای پلاگین هیبرید انواعی هستند که می‌توان آنها را با اتصال به برق هم شارژ کرد. پیشرانه‌ی ۲ لیتری توربوشارژردار X5 XDrive40e به یک الکتروموتور نیز متصل است. قدرت پیشرانه‌ی بنزینی ۲۴۱ اسب بخار است و با اضافه کردن قدرت الکتروموتور به این مجموعه، قدرت کلی سیستم حرکتی به ۳۰۹ اسب بخار خواهد رسید. چنین قدرتی X5 را قادر ساخته تا در مدت زمان ۶.۸ ثانیه از سکون به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد. حداکثر سرعت خودرو نیز روی ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت محدود شده است. زمانی که شاسی بلند الکتریکی بی‌ام‌و روی حالت تمام الکتریکی قرار گیرد بردی تا ۱۹ مایل خواهد داشت و حداکثر سرعت نیز در این حالت به ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد.

آئودی A6

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

آئودی A6 از پیشرانه‌ی چهار سیلندر خطی با حجم ۲ لیتر استفاده می‌کند. این پیشرانه دارای توربوشارژر است و به تکنولوژی TFSI آئودی نیز مجهز است. سرسیلندر نیز آلومینیومی بوده و ۱۶ سوپاپ را در خود جای داده است. حداکثر قدرت پیشرانه‌ی A6 برابر با ۲۵۲ اسب بخار در ۶۰۰۰ دور بر دقیقه و حداکثر گشتاور نیز ۳۷۰ نیوتون متر در ۱۶۰۰ دور بر دقیقه است. جعبه‌دنده نیز از نوع هشت سرعته‌ی خودکار با قابلیت تعویض دستی است. این مدل توانایی رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت را در ۶.۱ ثانیه دارد. با این که A6 به پیشرانه‌ی توانمندی مجهز شده، اما بسیاری از کارشناسان که با آن رانندگی کرده‌اند، پیشرانه‌ی شش سیلندر ۳ لیتری نسل قبلی را بهتر عنوان کردند.

BMW 528i

خودروهای بزرگ مجهز به پیشرانه‌های کم حجم

 BMW 528i در کشورمان نیز طرفداران زیادی دارد. پیشرانه‌ی آن چهار سیلندر خطی و دارای حجم ۲ لیتر است. سیستم‌های تزریق مستقیم سوخت، توربوشارژر‌های دوگانه و زمانبندی متغییر سوپاپ‌ها، این پیشرانه را قادر ساخته تا قدرت خروجی معادل ۲۴۰ اسب بخار و گشتاور ۳۵۰ نیوتون‌متر را داشته باشد. این پیشرانه در مدل ۳۲۸i نیز استفاده شده است؛ با توجه به بدنه‌ی سنگین‌تر سری ۵، پیشرانه‌ی ۲ لیتری مذکور فشار بیشتری را در این خودرو متحمل می‌شود و بدین ترتیب توانایی‌های حرکتی ۳۲۸i را نخواهد داشت.

نظر شما در رابطه با خودرو‌های این لیست چیست؟ آیا استفاده از پیشرانه‌های کوچک و مجهز به سیستم‌های پرخوران را به پیشرانه‌های حجیم سنتی ترجیح می‌دهید؟

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری ۵

ولوو با عرضه‌ی سدان جدید S90 جایگزینی تازه برای خریداران پیشنهاد کرده است. در میان مهم‌ترین رقبای این خودرو ب‌ام‌و سری ۵ قرار دارد که در آینده‌ای نزدیک با نسل جدید جایگزین خواهد شد. سری ۵ فروش بالایی داشته و بی‌شک در زمینه‌ی لذت رانندگی، سنگ محک این کلاس به شمار می‌رود. ما این دو برند خوش‌نام را رو در روی هم قرار داده‌ایم تا در نهایت دست‌پخت هر یک را قضاوت کنیم.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5
استایل و طراحی
ولوو به سختی تلاش کرده تا هویتی قوی برای خود دست و پا کند. S90 جدید بدنه‌ی دلپذیر طویلی دارد که انحناهای سیالی در آن به چشم می‌خورد و ماحصل کار نسبت به رقبای دیگر متفاوت و متمایز است. در نمای جلو شاهد جلوپنجره‌ای عریض و چراغ‌های جلو با LED های چکشی شکل هستیم که در شاسی‌بلند XC90 نیز به چشم می‌خورند. بخش عقبی ولوو کمتر متمایز بوده اما چراغ‌های برجسته و خط سقف کوپه مانند را می‌توان ذکر نمود.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5
سری ۵ از سال ۲۰۱۱ در بازار حضور داشته و در مقایسه با نسل پیشین خود محافظه‌کارانه‌تر است. بی‌شک این خودرو بهتر از نسل قبلی است اما در برخی زوایا می‌توان آن را با سری ۳ اشتباه گرفت. در کل، نمای خارجی سری ۵ خوب و ممتاز است اما در زمانه‌ای که خریداران به‌طور فزاینده‌ای خودروهای خاص‌تری را انتخاب می‌کنند، نمای ب‌ام‌و کمی سالخورده است.

طراحی داخلی
داخل کابین نیز همان داستان برقرار است و ولوو کابین منحصربه‌فردی را ارائه می‌دهد که در هیچ‌یک از رقبا مشاهده نمی‌کنید. بی‌شک متمایزترین بخش کابین صفحه‌نمایش بزرگ سیستم اطلاعات سرگرمی است که تجربه‌ای شبیه به تبلت های آیپد را ایجاد می‌کند. تکمیل‌کننده‌ی این بخش پانل دیجیتال و مواد با کیفیت و چوب است.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5
کابین ب‌ام‌و نیز همانند دیگر محصولات این خودروساز است. علیرغم سن بالای خودرو، سری ۵ از آخرین نسخه‌ی سیستم اطلاعات سرگرمی iDrive استفاده می‌کند اما در مجموع حس داخل کابین خیلی خاص و ویژه نیست. البته کیفیت کابین عالی است.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5
در بخش فضای داخلی، ولوو صندوق عقبی با گنجایش ۵۰۰ لیتری دارد که این مقدار در سری ۵ به ۵۲۰ لیتر می‌رسد. فضای سر خوبی برای سرنشینان قدبلند وجود دارد اما به دلیل وجود تونل گیربکس، سرنشین وسطی راحتی کمتری خواهد داشت.S90 از صندلی‌های بسیار راحتی برخوردار است که از برند سوئدی غیر از این نیز انتظار نمی‌رود.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5
سواری
ولوو روی سواری راحت و قابل پیش‌بینی تمرکز کرده و به همین دلیل هندلینگ S90 هیجانی و جذاب نیست. البته، تمرکز زیاد روی ایمنی به این معنی است که تجهیزات کمک راننده‌ی زیادی وجود دارد. گیربکس ۸ سرعته ی اتوماتیک ولوو نیز به ایجاد تجربه‌ای راحت و آرام کمک می‌کند.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5
با اینکه سری ۵ در اواخر عمر خود به سر می‌برد اما تجربه‌ی سواری عالی‌ای دارد. سری ۵ هندلینگی درگیر کننده و کنترل بدنه‌ی خونسردانه ای را نشان می‌دهد اما بدانید که کیفیت سواری در مدل‌های مجهز به سیستم تعلیق M و رینگ‌های بزرگ‌تر می‌تواند کمی مطلوب‌تر باشد. سیستم فرمان فعال سفارشی کمی مصنوعی است و جای شرمندگی است که دامپرهای تطبیق شونده قیمت گرانی دارند.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5

۲۰۱۶ BMW 5-Series

پیشرانه‌ها
S90 به تازگی عرضه شده و طیف پیشرانه‌های آن در آینده بیشتر خواهد شد اما هم‌اکنون این خودرو با پیشرانه‌ی ۲ لیتری در دسترس است. در انگلستان، پیشرانه‌های دیزلی پرفروش‌تر هستند و پیشرانه‌های دیزلی ۲ لیتری D4 و D5 با قدرت خروجی ۱۸۷ و ۲۳۲ اسب بخاری وجود دارند. انتظار می‌رود که D4 پرفروش‌تر باشد اما پیشرانه‌ی D5 نیز مناسب کسانی است که سیستم چهارچرخ محرک را می‌خواهند.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5

۲۰۱۶ BMW 5-Series

در بخش پیشرانه‌های بنزینی ولوو ۳ پیشرانه را بر پایه‌ی همان واحد ۲ لیتری و با نام‌های T5،T6 و T8 معرفی کرده است. همه‌ی این پیشرانه‌ها توربوشارژر دار هستند اما دوتای آخری علاوه بر توربو، سوپرشارژر نیز دارند و T8 پلاگین هیبریدی نیز هست. قدرت تولیدی این پیشرانه‌ها به ترتیب ۲۵۱،۳۱۶ و ۴۰۲ اسب بخار است.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5
طیف پیشرانه‌های ارائه شده توسط ب‌ام‌و وسیع‌تر است. خریداران نمونه‌های دیزلی می‌توانند مدل‌های ۴ سیلندر ۵۱۸d،۵۲۰d و ۵۲۵d با قدرت ۱۵۰،۱۹۰ و ۲۰۱۸ اسب بخاری را انتخاب کنند. مدل‌های ۶ سیلندر ۵۳۰d و ۵۳۵d با قدرت‌های ۲۵۸ و ۳۱۳ اسب بخاری نیز قابل سفارش هستند.

در بخش پیشرانه‌های بنزینی، مدل‌های ۵۲۰i و ۵۲۸i با پیشرانه‌های ۴ سیلندر ۲ لیتری و قدرت‌های ۱۸۴ و ۲۴۵ اسبی در دسترس هستند. کسانی که خواهان قدرت بیشتر هستند می‌توانند نسخه‌های ۶ سیلندر ۳ لیتری ۵۳۵i با ۳۰۵ اسب بخار قدرت و ۵۵۰i 8 سیلندر ۴٫۴ لیتری توربو با ۴۴۹ اسب بخار قدرت را انتخاب نمایند. برای پولدارترها نسخه‌ی M5 ارائه می‌شود که با قدرت ۵۶۰ اسبی، در زمان ۴٫۳ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5

BMW 5-Series facelift

ارزش در برابر پول پرداختی
S90 جدید قیمت آغازی ۳۲۵۵۵ پوندی دارد که قیمتی رقابتی در برابر اکثر رقبا محسوب می‌شود. گران‌بهاترین نسخه یعنی T8 هیبرید در زمان عرضه قیمت ۵۵ هزار پوندی خواهد داشت که باز هم رقابتی است و در برابر مدل ۵۵۰i قرار می‌گیرد، هرچند که مصرف سوخت ۵۵۰i بسیار بالاتر است.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5
قیمت‌های سری ۵ بسیار متغیر بوده و به نوع پیشرانه و تریم بستگی دارد. ارزان نسخه ۵۱۸d SE با گیربکس دستی است اما انتخاب گیربکس ۸ سرعته ی اتوماتیک ۱۵۰۰ پوند به قیمت اضافه می‌کند. گران‌ترین نسخه نیز مدل M با تجهیزات زیاد است.

مدل ۵۲۰i بنزینی بهای ۳۳۳۸۰ پوندی دارد و مدل‌های ۵۲۸i،۵۳۵i و ۵۵۰i به ترتیب دارای قیمت‌های ۵۷۷۶۵،۴۴۸۴۰،۳۶۹۴۵ پوندی هستند.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5
ولوو ادعا می‌کند که نسخه‌ی D4 در چرخه‌ی ترکیبی مصرف سوخت ۴ لیتری دارد. مدل T8 به لطف سیستم پلاگین هیبریدی خود مصرف ۱٫۶ لیتری را ثبت می‌کند. پیشرانه‌های دیزلی ب‌ام‌و کم‌مصرف‌تر بوده و نسخه‌ی ۵۲۰d مصرفی برابر با ۳٫۴ لیتر در هر صد کیلومتر را نشان می‌دهد.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5
قضاوت نهایی
انتخاب بین این خودروها به علایق و ذهنیت‌های شخصی برمی‌گردد. سری ۵ ممکن است که مدت زیادتری در بازار بوده باشد اما یک سدان سنتی قوی با هندلینگی جذاب، فضای زیاد و پیشرانه‌های قوی و برندی خوش‌نام است. اما کابین آشنای این خودرو و نمای عادی آن در خیابان‌ها شاید خریداران را به سوی گزینه‌های دیگر سوق دهد.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5

ولوو با عرضه‌ی S90 راهی متفاوت در پیش گرفته و کابین مدرن آن و پیشرانه‌های کارا حسی خوش ایجاد می‌کنند و این خودرو را در رتبه‌ای منحصربه‌فرد نسبت به رقبا قرار می‌دهند. این خودرو روی راحتی تمرکز داشته و درحالی‌که اکثر رقبا دارای هندلینگی اسپورت دارند اما ولوو با داشتن کابینی زیبا می‌تواند نظرها را به‌سوی خود جلب کند.

مصاف ولوو S90 و ب‌ام‌و سری 5

امتیاز کلی ولوو S90

                      ۸

امتیاز کلی ب‌ام‌و سری ۵

                      ۸٫۵

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری ۵

ممکن است برخی افراد این استدلال را داشته باشند که این یک آزمون بی‌معنی است. در واقع آن‌ها می‌گویند آتشی که در دل خریداران خودروی لوکس شعله‌ور است، آن‌ها را مجذوب پرچم‌داران آلمانی می‌کند، ولی در اینجا برندی با لوگوی’H’ پا به میدان گذاشته است تا نظر خریداران را تحت تأثیر خود قرار دهد.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
این خریداران از آن دسته افرادی هستند تا قبل از دهه ۹۰ باور نداشتند که یک خودروی ژاپنی بتواند لوکس‌های آلمانی همانند آئودی،BMW و مرسدس بنز را به چالش بکشد؛ اما در سال ۱۹۸۹ در یک اتفاق غیرمنتظره، خودرویی با کیفیت ساخت قابل‌توجه و در سطح خودروی مجلل این طرز فکر را نقض کرد که آن خودرویی نبود جز لکسس LS400.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
در اینجا، ما به‌جای ژاپن از کره جنوبی و خودروی هیوندای جنسیس جدید دعوت به عمل آوردیم. لکسس قادر به ارائه هر یک از مدل‌های GS و یا ES در این زمان برای این مقایسه نبود، مرسدس بنز E250 هم کمی خجالتی به نظر می‌آمد و این شد که بهترین خودروی رقیب برای این مقایسه را BMW سری ۵ انتخاب کردیم.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
BMW از زمان تأسیس کمپانی خود، اتومبیل‌های سواری بسیار بهتری به نسبت هیوندای ارائه کرده است، و مدل سری ۵ هم فضایی تقریباً برابر سری ۷، پویایی و چابکی یک سری ۵ قدرتمند را دارد که مهم‌تر از آن، همهٔ این‌ها را با قیمتی مثل یک سری ۳ در اختیار شما می‌گذارد.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
اندازه‌گیری‌ها نشان می‌دهد که جنسیس تنها یک میلی‌متر از پنج متر کوتاه‌تر است و ۹۱ میلی‌متر بیش ازسری ۵ و ۸۹ میلی‌متر کوتاه‌تر از سری ۷ می‌باشد، پس در واقع با خودرویی کشیده و تقریباً هم‌اندازه یک سدان فول سایز روبرو هستیم که البته برچسب قیمت شروع از ۶۰٫۰۰۰ دلار هم بر روی پیشانی خود دارد.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
ما در اینجا، هم در این جنسیس، و هم در ۵۲۸i از فول ترین تریم نسخهٔ موجود استفاده کرده‌ایم. یعنی جنسیس نسخهٔ Ultimate Pack با قیمت گزاف ۸۲,۰۰۰ دلار استرالیا و ۵۲۸i ما هم با قیمتی برابر با ۹۷,۹۰۰ دلار استرالیا در برابر آن ایستاده است.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
ابتدا با ویژگی‌های مشترک و استاندارد هر دو خودرو شروع می‌کنیم، هیوندای جنسیس Ultimate و BMW 528i هر دو به یک صفحه نمایش روی داشبورد، سنسور جلو و عقب، نمایشگر صدای فراگیر، تجهیزات داخلی چرمی، چرخ‌های آلیاژی ۱۹ اینچی، دوربین دید عقب، فرمان قابل تنظیم الکتریکی، سنسور باران، نوربالای اتوماتیک، چراغ‌های جلوی اتوماتیک با قابلیت گردش در پیچ‌ها، سیستم تهویه دو منطقه‌ای و ناوبری ماهواره‌ای مجهز هستند. اما در نبرد سیستم صوتی، جنسیس، مدعی کره‌ای، سیستم صوتی LEXICON با ۱۷ بلندگو و مدعی آلمانی سیستم صوتی Harman Kardon با ۱۶ بلندگو مجهز شده‌اند.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
از آنجا که جنسیس ۱۵,۹۰۰ دلار ارزان‌تر از BMW تمام می‌شود اما تجهیزات ارائه شده در آن بسیار قابل توجه است، تجهیزاتی مانند: رادار، کروز کنترل، ترمز مستقل اضطراری، تشخیص نقطه کور، هشدار خروج از خط، هشدار ترافیک عقب، کنترل فشار باد تایر، صندلی‌های جلو برقی و دارای حافظه در ۱۲ حالت مختلف، (در ۵۲۸i تنها برای راننده است)، صندلی‌های جلو و عقب گرم‌کن دار و دارای تهویه مناسب، سقف پانوراما، شیشه‌های عقب (برقی)، پرده برقی درب‌های عقب و شیشه عقب، شیشه‌های عایق صدا، درب Soft-Close، درب صندوق خودکار، رنگ متالیک، و یک سنسور CO2 که به طور خودکار تنظیم هوای تازه را در کابین در گردش درمی‌آورد و کمک به جلوگیری خواب‌آلودگی راننده می‌کند.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
حال شما می‌توانید شروع به محاسبه قیمت BMW سری ۵ کنید که چگونه خیلی بیشتر از هیوندای جنسیس تمام شده است؟
با نگاه کردن به آپشن های اضافی که در خودروی تست ما نصب شده‌اند درمی‌یابید که برای رنگ فلزی ۲۰۰۰ دلار، درب صندوق خودکار ۱۳۰۰ دلار، پرده عقب ۱۵۰۰ دلار، گرم‌کن‌های صندلی ۹۰۰ دلار، هشدار خروج از خط ۱۴۰۰ دلار، درب‌های Soft-Close 900 دلار و ۳۲۰۰ دلار برای سانروف باید بپردازید.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
گارانتی جنسیس بیش از پنج سال است که تحت پوشش خدمت جاده‌ای هیوندای هم می‌باشد و تا ۷۵,۰۰۰ کیلومتر هم به شما کمک‌های جاده‌ای رایگان ارائه می‌دهد.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
گارانتی بی ام و به طور متوسط سه سال است، و این در حالی است که خدمات فراگیر شرکت هم رایگان نیست و باید ۱۲۹۰ دلار برای پوشش دهندگی پنج ساله یا ۸۰,۰۰۰ کیلومتر بپردازید.

راهنمایی‌های کارشناسان فروش در واقع پیش‌بینی می‌کنند که جنسیس حتی کمی کمتر از ۵۲۸i مستهلک خواهد بود، هرچند که نسل جدید جنسیس کمی به خاطر ورود تازه‌اش کمی ناشناخته‌تر از ۵۲۸i است پس این پیش‌بینی راهنماهای فروش کمی خشن گبه نظر می‌رسد.

بااین‌وجود، BMW سری ۵ به‌سادگی نمی‌تواند با هیوندای جنسیس ازنظر ارزش به رقابت بپردازند.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
هیوندای هم به‌عنوان بزرگ‌ترین خودروساز کره‌ای در حال فاصله گرفتن از رقباست و اهداف بلندپروازانه‌تر از این را در سر دارد. مدل جنسیس برای همین طراحی شده است که فراتر از شهرت و نشان هیوندای باشد و فروش قابل‌قبولی را تجربه کند.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
در واقع جنسیس به‌قصد جنگ با آلمانی‌ها رشد یافته است که از دو نظر رانندگی و پالایش کابین، خود را با E250 و ۵۲۸i قیاس می‌کند و ویژگی‌های بارز این دو خودرو را با طراحی خاص خودش نشانه گرفته است.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
همین امر ما را بر آن داشت تا برای اطمینان از صحت این ادعا، آزمون کاملی از حالات رانندگی این دو خودرو را انجام دهیم. به همین منظور از اطراف بندر خلیج فیلیپ مسیر را شروع کردیم و تا دفتر ملبورن تیم CarAdvice در Cremorne به پایان رساندیم.

در اتوبان که وارد شدیم پالایش کابین ازنظر سر و صدا در جنسیس بلافاصله ما را تحت تأثیر قرار داد. سروصدای تایرها بسیار ناچیز است و صدای باد به حداقل ممکن است. آپشن شیشه‌های آکوستیک ضد صدا هم به کاهش سر و صدا در ترافیک کمک شایانی کرده است. می‌توانیم بگوییم که اگر در ترافیک چشم‌هایتان را برای لحظه‌ای ببندید، به‌راحتی تصور می‌کنید که پشت فرمان یک سری ۷ نشسته‌اید. حتی هشدار سیگنال تغییر خط هم به‌نوبه خود بسیار ظریف و زیرکانه پخش می‌شود.

یک سواری دوست‌داشتنی در جنسیس وجود دارد، به‌خصوص باید از کامپیوتر من در صندلی عقب ماشین که ما در به فرودگاه ملبورن رساند قدردانی کنیم.

و اما زندگی در سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت در BMW 528i کمی پر سر و صداست. در این خودرو شما کمی بیشتر از جنسیس نویز تایرها را در جاده می‌شنوید، و سیستم تعلیق M اسپرت که خودروی آزمون ما به آن مجهز است بخشی از ۴۷۰۰ دلار بسته M اسپرت ۵۲۸i است که سفت‌وسخت بودن آن غیرقابل‌انکار است اما ناراحت‌کننده نیست.

همچنین متوجه خواهید شد که سیستم فرمان آلمانی‌ها کاملاً متفاوت از کره‌ای‌هاست، فرمان BMW کمی سفت‌تر است و در جاده هم باید زمان بیشتری دست‌هایتان را روی فرمان نگه دارید، همچنین شما نمی‌توانید همانند هیوندای کروز کنترل را تنظیم کنید، جنسیس دارای سیستم پیشرفته‌تری است که قادر به حفظ فاصله خود وسیله نقلیه پیش رو است.

هرچند که تعامل با رابط کاربری مربوطه در BMW یک تجربه فوق‌العاده است.

سیستم iDrive بی‌ام‌دبلیو نیز بسیار موفق بوده است که به یک معیار جهانی برای انجام عملیات ناوبری بدل شده است که با این سیستم هوشمند به‌راحتی می‌توانید نویگیشن را تنظیم کنید. شما می‌توانید در یک نمایش هوشمندانه با چرخش ماوس روی کنسول وسط به چپ یا راست، سیستم iDrive را انتخاب کنید و بر روی نقشه‌های دقیق، عملیات زوم کردن روی مسیر را با فشردن ماوس به داخل و خارج، به‌سادگی انجام دهید.

متأسفانه جنسیس کنترلر ماوس دوار خود را در مدل‌های راست فرمان از دست داده، و در پی جبران آن، از توابع نویگیشن در یک صفحه نمایش لمسی استفاده کرده است که همین عامل می‌تواند یک امر رنج‌آور و البته خطرساز باشد.

این در حالی است که BMW محل کنترلر ماوس و بقیهٔ دکمه‌های میانبر را به‌دوراز صفحه نمایش، و طوری طراحی کرده است که راننده را وادار به‌دقت در موقعیت، سرعت، و بقیهٔ امور رانندگی کرده است.

همان‌طور که ما به مسیر خود ادامه می‌دادیم و تغییرات جاده‌ها را حس می‌کردیم، موتور توربوی چهار سیلندر ۵۲۸i، خود را واکنش‌پذیرتر نشان می‌داد.

در واقع با پیشرانهٔ تنفس طبیعی V6 به حجم ۳٫۸ لیتری جنسیس در ابتدای شتاب‌گیری کمی تأخیر احساس می‌کنید، همچنین به نسبت ۵۲۸i، برای افزایش سرعت هم باید فشار بیشتری بر پدال گاز وارد کنید. موتور V6 دوست دارد به عقب برگردد، هرچند که غرّش آن لذت‌بخش است که و شتاب‌گیری را خیلی هدفمند انجام می‌دهد.

گیربکس هشت سرعته خودرو هیوندای شیفت دنده‌ها را صاف و نرم انجام می‌دهد، هرچند شیفت دنده در گیربکس ZF هشت سرعتهٔ ب‌ام‌و شتاب‌گیری بالاتری را به ارمغان می‌آورد، همچنین تعویض دنده تقریباً غیرقابل مشاهده است و فقط با زمان‌بندی و دور بیشتر به‌صورت بصری، آن‌هم در مواقع موردنیاز از قبیل تغییر شیب جاده قابل‌فهم است.

حال با انداختن این کشتی‌های لوکس به آب و سفر ۴۰ دقیقه‌ای با آن‌ها یک فرصت عالی برای مقایسه کابین با جزئیات بیشتری از این دو به دست آوردیم.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
در همین ابتدای مسیر احساس برتری کابین BMW نسبت به هیوندای به‌وضوح حس می‌شود. در واقع می‌توان آن را رقیب آئودی A6 دانست که پس از لمس جزئیات کابین سری ۵، هزینه‌های اضافی آن شما را کمتر سرزنش می‌کند. برای مثال، تریم چوب در BMW، واقعی است، که در هیوندای جعلی و مصنوعی است. درمجموع کیفیت بالاتر و رضایت‌بخش‌تر کابین BMW از هر لحاظ بالاتر است.

بااین‌حال، طراحی و کیفیت کابین جنسیس هم بسیار تحسین‌برانگیز است (خودرویی که با یک برند جدا از هیوندای عرضه خواهد شد). بله، طراحی و جزئیات این هیوندای بزرگ، متمایز است و عطر و طعم خودروهای لوکس را دارد، اما در برخی از جزئیات آن شیطنت‌هایی هم وجود دارد.

تکان‌ها و نوسانات دکمه‌های داشبورد حداقل است و در تمام طول مسیر بسیار عالی بودند. همچنین محفظه‌های مختلف کنسول وسط سرپوشیده و یکپارچه هستند. شیشه‌های برقی هم مجهز به عملکرد ضدضربه دارند، یعنی در بخش نهایی فرآیند باز شدن، با کاهش سرعت، از ضربه زدن انتهای شیشه جلوگیری می‌کنند.

جنسیس یک فاصلهٔ سه متری را بین محور جلو و اکسل عقب در نظر گرفته است که باعث ایجاد راحتی هرچه بیشتر و مقدار زیادی فضا برای پای سرنشینان عقب شده است، که بیشتر شبیه خودروهایی نظیر هولدن Calais و یا شورولت کاپریس شده است.

زیردستی مرکز صندلی نیز همچنین دارای ویژگی‌های کنترل پنل خود می‌باشد، برای مثال توابع صوتی، گرم‌کن صندلی و تنظیم صندلی سرنشین جلو از این دسته تنظیمات هستند.

فاصلهٔ دو محور سری ۵، تنها ۴۲mm کوتاه‌تر است و تفاوت چندانی با فضای پای جنسیس احساس نمی‌شود. جنسیس نیز به دلیل شیب‌دار بودن سقف خود نیاز بررسی فضای عقب بیشتر برای کمک سرنشینان عقب دارد، هرچند که BMW هم در اینجا به همین امر منجر می‌شود.

به‌طورکلی، هیوندای یک صندلی عقب راحت‌تر و مفتخر به امکانات تماس بر روی صندلی را می‌افزاید. با توجه به اینکه هردو خودرو از دو ویژگی صندلی عقب تاشو نیز بهره می‌برند. همچنین هر دو دارای صندوق‌های بزرگ، با فضای بیشتر BMW در طول و هیوندای عرض هستند.

همان‌طور که قابلیت‌های سری ۳ را می‌دانیم برای اولین بار قابلیت‌های ۵۲۸i را هم به خودمان یادآوری می‌کنیم. ما می‌دانیم که سری ۵ بهترین است و با دامپر تطبیقی اختیاری، و سیستم ثابت تعلیق M اسپرت که هنوز هم می‌درخشد و تنها کافی است به چند پیچ با سرعت وارد شوید تا متوجه شوید که BMW برای برآورده کردن نیازهای یک رانندهٔ حرفه‌ای طراحی شده است.

شما می‌توانید اشتیاق خودرو را با حرکت دادن فرمان و پاسخ بسیار سریع آن کاملاً احساس کنید. سری ۵ سست نیست و بدون لغزش، به زمین چنگ می‌زند. همین سیستم تعلیق حرفه‌ای با چسبندگی بالا و وجود ترمزهای عالی، به راننده سری این اطمینان را می‌دهد که برای فشردن پدال گاز و افزایش سرعت هیچ هراسی نداشته باشد.

تیم مهندسی محلی هیوندای هم تمام تلاش خود را برای کنترل بدنهٔ خودرو کرده‌اند. اما جنسیس این دوگانگی اسپرت و مجلل را ندارد. این همان چیزی است که BMW می‌تواند اسپرت و درعین‌حال راحت و لوکس باشد، درحالی‌که جنسیس ترجیح می‌دهد آهسته‌تر رانندهٔ بیزینس من خود را با کت و شلوار به مقصد برساند.

همچنین اگر در رانندگی کمتر احساس مهارت می‌کنید، بهتر است در مدل Mid-Spec مدل Sensory که بر روی چرخ‌های ۱۸ اینچی سوار است بنشینید تا اینکه در مدل Top-Spec Ultimate’s با چرخ‌های ۱۹ اینچی بنشینید.

در جاده‌های پر پیچ‌وخم، این دو کشتی لوکس را به چالش می‌کشیم، جنسیس ارتعاش و لرزش کمتری را از طریق سیستم تعلیق نسبت به سری ۵ بر روی همان چرخ‌های ۱۹ اینچی به سرنشینان منتقل می‌کند. همچنین جلوی هیوندای در ابتدای ورود به پیچ‌های پردست‌انداز بیشتر عجله دارد ولی برای بازگردانی خودرو به حالت عادی تلاش بیشتری نسبت به BMW نیاز است.

پس از خروج از پیچ، هیوندای مقدار بیشتری از چرخش بدنه را تجربه می‌کند ولی احساس سرخوردن عقب BMW را ندارد. بااین‌حال، هنوز هم می‌توان در سرعت‌های آرام‌تر در جاده‌های پیچ‌درپیچ با سیستم فرمان خوب و چسبندگی قابل‌قبول از آن لذت برد.

با بازگشت به آزادراه جنسیس دوباره ما را در فضای واقعاً راحتی قرار می‌دهد. همچنین اثبات کرده است که ازنظر مسافرت و راحتی سرنشینان استادانه بر روی آن کار شده است، جنسیس بسیار آرامش‌بخش است و همین امر می‌تواند انتخاب ما را از بین این دو اتومبیل سخت‌تر کند.

در خیابان‌های برون‌شهری و درون‌شهری ملبورن، نیز به این نتیجه رسیدیم که سیستم تعلیق ۵۲۸i در مقایسه با جنسیس بیشتر به‌صورتی پایدار و محکم‌تر است، و این در حالی است که بسیار راحت است و آزاردهنده نیست. در پایان این تور خلیج گردی، محاسبات ما نشان داد که جنسیس با ۱۲ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر در مقایسه با ۸٫۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر BMW، حدود ۴۰ درصد سوخت بیشتری از ۵۲۸i مصرف کرده است. و این میزان بدون استفاده به‌اندازه کافی از سیستم توقف/شروع آن است.

مبلغ سرمایه‌گذاری شده اضافی که برای ۵۲۸i موردنیاز خود صرف کرده‌ایم، به‌هیچ‌عنوان مبلغ کمی نیست، چراکه این اختلاف از خودروی تست ما تا مدل پایه، بیش از ۳۰,۰۰۰ دلار است با گزینه‌های اضافی ب‌ام‌و همراه بوده است.

درمجموع بااینکه اقدامات انجام شده و بهبود یافته شده در جنسیس جدید کاملاً ملموس است و می‌تواند در مسیر با BMW به رقابت بپردازد، اما در مسابقهٔ حرفه‌ای‌ها نمی‌تواند چیزی را جبران کند. و اگر شما از آن دسته رانندگانی هستید که “رانندگی” به‌عنوان یکی از سرگرمی‌های لذت‌بخش شماست، بیشتر به سمت مهندسی BMW سوق پیدا می‌کنید، چراکه ۵۲۸i یک سدان اسپرت و یک لوکس چهار درب است.

جنسیس (نوع موردعلاقه ما) با وجود نکات مثبت بسیار زیاد، بیشتر تک‌بعدی است، و تمام نیازهای یک راننده را به‌خوبی برطرف نمی‌کند. در برخی از مناطق از این هیوندای بزرگ بیشتر استقبال می‌شود و در مورد برچسب قیمت ۶۰ هزار دلار تا ۸۲ هزار دلار راحت‌تر چشم‌پوشی می‌کنند.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
در حالی که‌تریم های پایین‌تر با چرخ‌های کوچک‌تر سواری بهتری را ارائه می‌دهند. اما تریم Ultimate’s با وجود قیمت بالا، هنوز هم ویژگی‌های بی‌نظیری را در اختیار ما می‌گذارد. هرچند که تفاوت قیمت پیشرانهٔ V8 نسبت به V6 توجیه اقتصادی ۲۲,۰۰۰ دلاری را دارد اما این شرم‌آور است که از پیشرانهٔ V8 موجود نمی‌توان در بازار چپ‌دست‌ها استفاده کرد.

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
بااین‌حال، جنسیس در تمام اشکال، چه راست فرمان و چه چپ فرمان (برای اولین بار راست فرمان شده است) تا به امروز یک ماشین تصفیه‌شده و آرام بوده است، و امروزه به‌راحتی توانسته است خود را به‌عنوان یک جایگزین واقعی برای ردهٔ لوکس خودروهای هیوندای قرار دهد.

آلمانی‌ها، مدت طولانی است که از جایگاه خود احساس خوشنودی می‌کنند. آن‌ها ممکن است در مورد برند جنسیس هم طوری قضاوت کنند که قبلاً در مورد لکسس LS400 فکر می‌کردند، اما می‌دانیم که جنسیس در حال حاضر، لکسسِ چند سال پیش است، و آلمانی‌ها مانند همتای ژاپنی لکسس یعنی اینفینیتی، در مورد جنسیس هم احساس نگران‌کننده‌ای را بر شانه‌های خود حس می‌کنند.

BMW سری ۵

رتبه کل: ۸٫۵

  • عملکرد و اقتصاد:۹
  • فضای کابین و آسایش: ۸٫۵
  • تکنولوژی و قابلیت اتصال:۸٫۵
  • قیمت و ویژگی‌ها: ۷
  • سواری و هندلینگ: ۸٫۵

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
هیوندای جنسیس

امتیاز کل: ۷٫۵

  • عملکرد و اقتصاد: ۷
  • کابین فضایی و آسایش: ۸٫۵
  • تکنولوژی و قابلیت اتصال: ۸
  • قیمت و ویژگی‌های: ۹
  • سواری و هندلینگ: ۷

بررسی و مقایسه هیوندای جنسیس و BMW سری 5
منبع: caradvice