برادران مونیخی، مقایسهٔ بی ام و سری 8 با سری 6

برادران مونیخی، مقایسهٔ بی ام و سری ۸ با سری ۶

نسل سوم بی ام و سری ۶ برای اولین بار در سال ۲۰۱۱ معرفی شد درحالی‌که یک سال قبل، نسخهٔ کانسپت آن در نمایشگاه پاریس رونمایی شده بود. سری ۶ جدید با وجود استایل محافظه‌کارانه، خودروی خوش‌تیپی به نظر می‌رسید. این نسل از سری ۶ متأسفانه یا خوشبختانه توسط گریس بنگل طراحی نشده و طراحی آن توسط «Adrian van Hooydonk» صورت گرفته بود. حال همین اتفاق برای کوپهٔ کاملاً جدید بی ام و یعنی سری ۸ رخ داده است اما تقریباً بلافاصله بعد از معرفی سری ۸ جدید، طرفداران عصبانی بی ام و در اینترنت ناامیدی خود را از طراحی این خودرو اعلام کردند. البته هرچند بسیاری از سایت‌های خودرویی دنیا، سری ۸ را خودروی زیبایی دانسته‌اند اما بسیاری از طرفداران نیز معتقدند که سری ۸ در طراحی پیشرفت چندانی نسبت به سری ۶ که در اصل جایگزین معنوی آن محسوب می‌شود نداشته است تا جایی که با وجود تغییر نام، سری ۸ بیشتر یک بازطراحی تکاملی از سری ۶ محسوب می‌شود. به همین دلیل قصد داریم در این مطلب طراحی این دو کوپهٔ لوکس بی ام و را باهم مقایسه کنیم تا ببینیم آیا سری ۸ توانسته راه موفق سری ۶ را ادامه دهد یا نه؟

برادران مونیخی، مقایسهٔ بی ام و سری 8 با سری 6

در ابتدا قبل از آنکه به بحث طراحی بپردازیم، باید بگوییم سری ۸ از لحاظ ابعاد با سری ۶ متفاوت است به‌گونه‌ای که از برادر قدیمی خود کوتاه‌تر، عریض‌تر و کم‌ارتفاع‌تر است. به همین دلیل است که سری ۸ باوجوداینکه خودرویی لوکس‌تر و گران‌تر است اما اسپرت‌تر از سری ۶ به نظر می‌رسد؛ اما پیش از مقایسهٔ این دو خودرو، بهتر است به‌طور خلاصه اشاره کنیم که سری ۸ به‌طورکلی چه خودرویی است. بسیاری فکر می‌کنند که این کوپهٔ جدید صرفاً جایگزینی برای سری ۶ است اما این‌گونه نیست زیرا سری ۶ از نظر شاسی، فناوری، پیشرانه‌ها و قیمت، اساساً نسخهٔ کوپهٔ سری ۵ بود اما سری ۸ پرچم‌دار بی ام و است و به همین دلیل سازندهٔ آلمانی بهترین شاسی، قوای محرکه، عملکرد و تکنولوژی کابین را برای آن در نظر گرفته است؛ بنابراین سری ۸ صرفاً جایگزینی برای سری ۶ با تغییر نام نیست؛ و حالا بپردازیم به مقایسه.


از جلو کاملاً مشخص است که سری ۸ کم‌ارتفاع‌تر و عریض‌تر از سری ۶ است. همچنین هرچند جلوپنجرهٔ سری ۸ به بزرگی و زاویه‌داری نسخهٔ کانسپت نیست و چراغ‌های جلوی آن نیز به‌اندازهٔ نسخهٔ کانسپت تهاجمی نیستند اما نمای جلویی آن خشن‌تر و وحشی‌تر از سری ۶ به نظر می‌رسد. در این قسمت، سری ۸ از چراغ‌های زاویه‌دارتر، تهاجمی‌تر و زیباتر، جلوپنجرهٔ عریض‌تر و کاپوت تهاجمی‌تر و عضلانی‌تری برخوردار است؛ بنابراین هرچند سری ۶ هنوز هم خودروی زیبایی است اما از لحاظ جذابیت و هیجان حرفی برای گفتن در برابر کوپهٔ کاملاً جدید سری ۸ ندارد.

برادران مونیخی، مقایسهٔ بی ام و سری 8 با سری 6

در پروفیل جانبی، خصوصاً در قسمت عقبی، سری ۸ عضلانی‌تر و اسپرت‌تر به نظر می‌رسد که این بیشتر به خاطر گلگیرهای عقب برجسته است. این برجستگی از زیر ستون C آغاز شده و به درب صندوق بار ختم می‌شود. این ویژگی، نمای قدرتمندی به خودرو بخشیده است. همچنین در سری ۸ خبری از خط شانهٔ سری ۶ که از گلگیر جلو آغاز شده و به چراغ‌های عقب می‌رسد هم نیست. علاوه بر این، شیب سقف نیز در سری ۸ تندتر و تهاجمی‌تر از سری ۶ است؛ بنابراین کاملاً واضح است که بی ام و قصد داشته در سری ۸ تعادلی بین یک خودروی اسپرت و یک گرند تورر لوکس ایجاد کند یعنی چیزی که سری ۶ هرگز قادر به ارائهٔ آن نبود. به همین دلیل در این بخش نیز قطعاً سری ۸ خودروی زیباتری است.

برادران مونیخی، مقایسهٔ بی ام و سری 8 با سری 6

استایل زیباتر سری ۸ نسبت به سری ۶ در نمای عقبی هم دیده می‌شود. البته در اینجا چراغ‌های عقب هردو خودرو L شکل بوده و فرم تقریباً مشابهی دارند اما شباهت‌ها در همین‌جا به پایان می‌رسد زیرا علیرغم شباهت فرم کلی، چراغ‌های عقب سری ۸ خیره‌کننده و بسیار زیباتر از چراغ‌های سری ۶ هستند. علاوه بر این، در اینجا هم سری ۸ کم‌ارتفاع‌تر و عریض‌تر است که نمای بسیار اسپرت‌تری به آن بخشیده و موجب شده بسیار شبیه به یک GT اسپرت به نظر برسد. البته نمای عقبی سری ۶ هم به‌اندازهٔ کافی تهاجمی هست و نمای خوبی دارد اما درحالی‌که سری ۸ همانند یک گرند تورر پرچم‌دارِ شایسته به نظر می‌رسد، سری ۶ صرفاً مانند یک بی ام و کوپه احساس می‌شود.

برادران مونیخی، مقایسهٔ بی ام و سری 8 با سری 6

کابین خودروها جایی است که در آن برتری‌های سری ۸ کاهش میابد زیرا کابین سری ۶ با طرح آبشاری یک‌طرفهٔ کنسول میانی، تریم مشکی‌رنگ داشبورد و آمپرهای سنتی، هنوز هم بسیار زیبا به نظر می‌رسد؛ اما بااین‌حال بازهم سری ۸ در کابین کمی بهتر ظاهر شده است چراکه صفحه آمپر دیجیتالی آن نمایی عالی دارد، دکمه‌ها و سوئیچ‌های آلومینیومی آن پریمیوم‌تر به نظر می‌رسند و طراحی کلی کابین خودرو از انسجام بیشتری برخوردار است. البته کابین سری ۶ هم به خاطر طرح منحنی داشبورد، راننده محورتر به نظر می‌رسد؛ بنابراین در این قسمت به‌طور قطعی نمی‌توان خودروی برتر را انتخاب کرد و باید قضاوت را به سلیقهٔ افراد واگذار کرد.

برادران مونیخی، مقایسهٔ بی ام و سری 8 با سری 6

در پایان به‌عنوان نتیجهٔ این مقایسه می‌توان گفت که بی ام و سری ۸ تقریباً از همه لحاظ خودروی برتری است. البته این به معنای زشت بودن سری ۶ نیست زیرا درواقع سری ۶ زیباترین محصول بی ام و بود اما تا پیش از معرفی سری ۸٫ همچنین قطعاً بین این دو کوپهٔ لوکس شباهت‌هایی هم وجود دارد زیرا بی ام و همواره نشانه‌های سنتی خود را در کوپه‌های بزرگش حفظ می‌کند؛ اما بااین‌حال سری ۸ پیشرفت بسیار زیادی را نسبت به سری ۶ تجربه کرده و پیشرفت فوق‌العادهٔ مونیخی‌ها از سال ۲۰۱۱ تاکنون را نشان می‌دهد.

مقایسهٔ مشخصات فنی

 

بی ام و M650i

بی ام و M850i

پیشرانه ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو
قدرت ۴۵۰ اسب بخار ۵۳۰ اسب بخار
گشتاور ۶۵۰ نیوتن متر ۷۵۰ نیوتن متر
گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ
شتاب صفرتاصد ۴٫۴ ثانیه ۳٫۷ ثانیه
حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت
طول ۴٫۸۹ متر ۴٫۸۴ متر
عرض ۱٫۸۹ متر ۱٫۹۰ متر
ارتفاع ۱٫۳۷ متر ۱٫۳۴ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۸۵ متر ۲٫۸۲ متر

منبع: BMWBlog

مقایسهٔ بی ام و M850i با مرسدس-آام‌گ S63 کوپه

مقایسهٔ بی ام و M850i با مرسدس-آام‌گ S63 کوپه

پیدا کردن رقیب مستقیم در بین محصولات مرسدس-آام‌گ برای بی ام و M850i کمی دشوار است زیرا از یک سو بی ام و این ساختهٔ جدید خود را خودرویی اسپرت می‌داند که بنابراین می‌توان آن‌را رقیبی برای مرسدس-آام‌گ GT دانست اما از سوی دیگر M850i یک کوپهٔ ۲+۲ یا همان گرند تورر محسوب می‌شود که آن‌را در برابر مرسدس-آام‌گ S63 کوپه قرار می‌دهد. بااین‌حال نهایتاً ما مورد دوم را انتخاب کردیم زیرا M850i و S63 کوپه هردو گرند توررهای اسپرتی هستند که قیمت و اندازهٔ یکسانی باهم دارند درحالی‌که AMG GT یک خودروی اسپرت دونفره است و در کلاس این دو کوپهٔ لوکس قرار نمی‌گیرد؛ اما پیش از آغاز مقایسه بین بی ام و M850i و مرسدس-آام‌گ S63 باید گفت که فعلاً نمی‌دانیم کدام‌یک از این خودروها سریع‌تر بوده، سرگرم‌کننده‌تر است و رانندگی بهتری دارد زیرا بی ام و به‌تازگی معرفی شده و حتی با نمونهٔ پروتوتایپ آن‌هم تجربهٔ رانندگی نداشته‌ایم؛ بنابراین در رابطه با این کوپهٔ باواریایی هیچ اطلاعاتی نداریم. به همین دلیل در این مطلب این دو کوپهٔ آلمانی را صرفاً از لحاظ طراحی بیرونی، داخلی و مشخصات فنی روی کاغذ مقایسه می‌کنیم.

مقایسهٔ بی ام و M850i با مرسدس-آام‌گ S63 کوپه

این مقایسه را می‌توان یکی از سخت‌ترین مقایسه‌هایی دانست که تاکنون انجام داده‌ایم زیرا هردو خودرو استایل بسیار زیبایی دارند و همچنین استایل آن‌ها بسیار باهم متفاوت است که این موضوع، انتخاب خودروی برتر را واقعاً دشوار می‌کند. بااین‌حال نهایتاً تصمیم گرفتیم دست بکار شده و انتخاب را آغاز کنیم. در نمای جلویی، هردو خودرو واقعاً زیبا هستند اما اگر مجبور به انتخاب یکی از آن‌ها باشیم، آن خودرو M850i خواهد بود زیرا این کوپهٔ باواریایی کمی هیجان‌انگیزتر است درحالی‌که S63 نمای آرامی دارد. جلوپنجرهٔ سری ۸ نیز کمی بزرگ‌تر است اما خوب به نظر می‌رسد درحالی‌که چراغ‌های آن جلوهٔ بیشتری داشته و کاپوت آن نیز عضلانی‌تر به نظر می‌رسد که نمای اسپرت‌تر و تهاجمی‌تری به خودرو بخشیده‌اند؛ بنابراین در نمای جلویی بی ام و با اختلافی جزئی پیروز می‌شود.

مقایسهٔ بی ام و M850i با مرسدس-آام‌گ S63 کوپه

در پروفیل جانبی اما انتخاب بسیار سخت‌تر می‌شود زیرا ما همیشه طرفدار طراحی S کلاس کوپه بوده‌ایم. این ماشین در نمای جانبی همانند تیری احساس می‌شود که در کمانی کشیده شده قرار داشته و آمادهٔ پرتاب است. این در حالی است که نمای جانبی سری ۸ زرق‌وبرق بیشتری دارد. S63 AMG در این نما کلاسیک‌تر به نظر می‌رسد و بیشتر به یک گرند تورر سنتی شباهت دارد درحالی‌که M850i نمایی ورزشکاری، اسپرت‌تر و عضلانی‌تر دارد؛ بنابراین در این قسمت نمی‌تواند خودروی برتر را انتخاب نمود.

مقایسهٔ بی ام و M850i با مرسدس-آام‌گ S63 کوپه

در نمای عقبی اما انتخاب آسان‌تر است زیرا هرچند طراحی کلی قسمت عقبی S63 زیبا است اما در برابر M850i حرف چندانی برای گفتن ندارد. این موضوع در مورد زبان طراحی مرسدس بنز در همهٔ محصولاتش وجود دارد به‌گونه‌ای که به نظر می‌رسد طراحی خودرو در قسمت عقبی افت داشته است. این در حالی است که سری ۸ از عقب خودروی خیره‌کننده‌ای است. این ماشین از یکی از برترین چراغ‌های عقب در صنعت خودروسازی برخوردار بوده و نمای کلی عقب آن نیز عضلانی و فوق‌العاده است؛ بنابراین در این قسمت هم بی ام و برتر است.

مقایسهٔ بی ام و M850i با مرسدس-آام‌گ S63 کوپه

در داخل کار دوباره سخت می‌شود. M850i با کنسول میانی آبشاری، انتخاب‌کنندهٔ دندهٔ روی کنسول مرکزی و طراحی ساده، اسپرت‌تر و هیجان‌انگیزتر به نظر می‌رسد درحالی‌که S63 AMG با لیور دوار دنده، نمایشگرهای ادغام‌شده و دریچه‌های تهویهٔ دایره‌ای، کمی کلاسیک‌تر و لوکس‌تر به نظر می‌رسد؛ بنابراین نهایتاً می‌توان گفت از دید یک بینندهٔ صرف، در این قسمت S63 خودروی بهتری است اما در شرایطی که ما رانندگی می‌کنیم، M850i برنده است. برای این انتخاب دو دلیل داریم. اول اینکه صفحه‌نمایش‌های دوگانهٔ ادغام‌شدهٔ مرسدس کمی ارزان‌قیمت به نظر می‌رسند و گویی دو تبلت بزرگ به هم چسبانده شده و روی داشبورد قرار داده شده است. دلیل دوم هم لیور انتخاب‌کنندهٔ دنده است که همانند بیوک‌های قدیمی به نظر می‌رسد نه محصولات اسپرت و مدرن AMG.

مقایسهٔ بی ام و M850i با مرسدس-آام‌گ S63 کوپه

در بخش قوای محرکه اما فعلاً اطلاعات چندان زیادی از سری ۸ منتشر نشده است. بااین‌حال بی ام و این کوپهٔ جدید خود را در ابتدا تنها در دو مدل مختلف بنام‌های ۸۴۰d XDtive و M850i XDrive عرضه می‌کند که اولی دیزلی و دومی بنزینی است و همان‌طور که گفته شده برای این مقایسه مدل بنزینی را انتخاب کرده‌ایم. این مدل به یک پیشرانهٔ ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو مجهز است که ۵۳۰ اسب بخار قدرت و ۷۵۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند. از سوی دیگر، مرسدس S کلاس کوپه در چهار مدل مختلف ارائه می‌شود که دو مدل آن‌ها از انواع اسپرت AMG هستند. از بین این چهار مدل، نزدیک‌ترین مدل به M850i مدل S63 AMG است که از یک پیشرانهٔ ۴ لیتری V8 توئین توربو با ۶۱۰ اسب بخار قدرت و ۹۰۰ نیوتن متر گشتاور استفاده می‌کند که کاملاً قدرتمندتر از موتور بی ام و است. همچنین انتقال نیرو در S63 نیز توسط یک گیربکس ۹ سرعتهٔ اتوماتیک صورت می‌گیرد درحالی‌که این کار در M850i بر عهدهٔ یک گیربکس ۸ سرعتهٔ اتوماتیک است؛ اما درحالی‌که S63 به‌صورت استاندارد به سامانهٔ چهارچرخ محرک ۴Matic مجهز است، M850i هم از سیستم XDrive استفاده می‌کند.

مقایسهٔ بی ام و M850i با مرسدس-آام‌گ S63 کوپه

درنهایت به‌طورکلی بی ام و M850i به‌عنوان پیروز این مقایسهٔ انتخاب می‌شود (صرفاً از لحاظ طراحی ظاهری و داخلی) اما اختلاف و حاشیهٔ پیروزی آن زیاد نیست. مرسدس-آام‌گ S63 کوپه، خودرویی جلوه‌گر است که برای رانندگی روزانه مناسب است اما بی ام و M850i کوپه‌ای هیجان‌انگیزتر و جذاب‌تر است که به رانندگی با آن بیشتر علاقه داریم پس برندهٔ این رقابت لقب می‌گیرد.

مقایسه مشخصات فنی

 

مرسدس-آام‌گ S63

بی ام و M850i

پیشرانه ۴ لیتری V8 توئین توربو ۴٫۴ لیتری V8 بای‌توربو
قدرت ۶۱۰ اسب بخار ۵۳۰ اسب بخار
گشتاور ۹۰۰ نیوتن متر ۷۵۰ نیوتن متر
گیربکس ۹ سرعته اتوماتیک ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ
شتاب صفرتاصد ۳٫۵ ثانیه ۳٫۷ ثانیه
حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت ۲۵۰ کیلومتر/ساعت
طول ۵٫۰۵ متر ۴٫۸۴ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۹۴ متر ۲٫۸۲ متر

منبع: BMWBlog

قوی‌تر شدن بی ام و X3 جدید با تیونینگ دالر

قوی‌تر شدن بی ام و X3 جدید با تیونینگ دالر

دالر پس از جادوی بی ام و X1 در اوایل سال جاری اقدام به ارتقای سومین نسل از کراس اوور X3 نیز کرده است.

قوی‌تر شدن بی ام و X3 جدید با تیونینگ دالر
این خودرو از نظر بصری دارای ظاهر عصبی‌ای بوده و این طراحی با رینگ‌های سبک‌وزن آلیاژی، نشان‌های کامپتیشن لاین و سیستم تعلیق کم ارتفاع‌تر تکمیل شده است.

قوی‌تر شدن بی ام و X3 جدید با تیونینگ دالر
بی ام و X3 M40i در نسخه استاندارد قدرت ۳۶۰ اسب بخاری و گشتاور ۵۰۰ نیوتون متری داشته و می‌تواند در ۴٫۸ ثانیه خود را از سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت برساند؛ اما به لطف برنامه تیونینگ دالر این شاسی‌بلند هم‌اکنون قدرت ۴۲۰ اسبی و گشتاور ۶۳۰ نیوتون متری دارد که قطعاً باعث بهبود پرفورمنس X3 در خط مستقیم می‌شود اما خب هنوز مشخصات فنی رسمی پروژه جدید دالر اعلام نشده است.

قوی‌تر شدن بی ام و X3 جدید با تیونینگ دالر

قوی‌تر شدن بی ام و X3 جدید با تیونینگ دالر
با این وجود حدس می‌زنیم که شتاب X3 تیون شده توسط دالر به حدود ۴٫۵ ثانیه یا کمتر برسد. به یاد داشته باشید که X5 M به عنوان پرچم‌دار شاسی بلندهای M بی ام و شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت ۴٫۲ ثانیه‌ای داشته و البته این شتاب به لطف قدرت ۵۷۵ اسبی و گشتاور ۷۵۰ نیوتون متری حاصل شده است. شایان ذکر است X5 M حدود ۴۶۵ کیلوگرم سنگین‌تر از X3 M40i می‌باشد.



از دیگر تغییرات شاسی‌بلند لوکس آلمانی‌ها می‌توان به سیستم اگزوز سفارشی از جنس فولاد ضدزنگ با ۴ خروجی، آینه‌های جانبی سفارشی و تریم مشکی سراسر بدنه اشاره کرد.



قوی‌تر شدن بی ام و X3 جدید با تیونینگ دالر
این تیونر می‌گوید امکان ارتقای دیگر نسخه‌های X3 جدید نیز وجود دارد. در واقع دالر ادعا می‌کند پکیج‌های تیونینگ خود را برای تقریباً همه‌ی مدل‌های بنزینی و دیزلی عرضه می‌کند اما هنوز جزئیات این بسته‌های ارتقایی مشخص نشده است.

نبرد سدان‌های لوکس هیبریدی، بی ام و 530e در برابر کادیلاک CT6 پلاگین

نبرد سدان‌های لوکس هیبریدی، بی ام و ۵۳۰e در برابر کادیلاک CT6 پلاگین

دنیای خودروهای الکتریکی و هیبریدی شلوغ و در حال گسترش است و هرروز مدعیان جدیدی به آن اضافه می‌شود اما این موضوع در رابطه با بخش خودروهای لوکس صدق نمی‌کند و هنوز نمونه‌های هیبریدی یا الکتریکی زیادی در این بخش وجود ندارد. این موضوع، یعنی کمیابی سدان‌های لوکس هیبریدی در بازار، ما را مجبور کرد که نسخه‌های پلاگین‌هیبریدی از دو سدانی که از نظر قیمت، اندازه و توانایی‌های کلی باهم متفاوت هستند را رودرروی یکدیگر قرار دهیم. این دو خودرو بی ام و ۵۳۰e و کادیلاک CT6 پلاگین هستند که هرچند بی ام و قیمت پایهٔ بسیار کمتری داشته و کادیلاک بزرگ‌تر و قدرتمندتر است اما هنوز هم می‌توان گفت کسانی که خواهان یک سدان لوکس سبز هستند، هردوی این خودروها را به‌عنوان گزینه‌های خرید بررسی خواهند کرد.

نبرد سدان‌های لوکس هیبریدی، بی ام و 530e در برابر کادیلاک CT6 پلاگین

قوای محرکه

بی ام و: قوای محرکهٔ ۵۳۰e متشکل است از یک پیشرانهٔ ۲ لیتری چهار سیلندر به همراه یک موتور الکتریکی و پکیج باطری ۹٫۲ کیلووات ساعتی که مجموع خروجی آن برای ۲۵۰ اسب بخار قدرت و ۴۲۰ نیوتن متر گشتاور است. این نیرو که به هر چهارچرخ انتقال پیدا می‌کند، طبق اعلام بی ام و، خودرو را ظرف ۵٫۸ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت می‌رساند. وظیفهٔ انتقال این نیرو هم بر عهدهٔ یک گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک است که سرعت بالایی در تعویض دنده‌ها داشته و در حالت دستی هم احساس یکنواختی دارد.

کادیلاک: هرچند قوای محرکهٔ CT6 در اصول اولیهٔ سیستم‌های بنزینی-الکتریکی با ۵۳۰e مشترک است، اما قوای محرکهٔ بزرگ‌تر این سدان آمریکایی در هر زمینه‌ای برتر است. هرچند پیشرانهٔ بنزینی این قوای محرکه همانند بی ام و از نوع ۲ لیتری چهار سیلندر توربو است اما به لطف دو موتور الکتریکی در عقب و یک پکیج باطری ۱۸٫۴ کیلووات ساعتی، قوی‌تر است به‌گونه‌ای که مجموعاً ۳۳۵ اسب بخار قدرت و ۵۸۵ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند؛ بنابراین طبیعتاً CT6 سریع‌تر از ۵۳۰e بوده و ظرف ۵٫۲ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت می‌رسد.

خودروی برتر: کادیلاک CT6 پلاگین


سواری و هندلینگ

بی ام و: هرچند ۵۳۰e به‌عنوان یک سدان هیبریدی پاک ساخته شده است اما این بدان معنا نیست که این ماشین از هندلینگ عالی سری ۵ که موجب شهرت سری ۵ شده فاصله گرفته است؛ بنابراین با اینکه بازخورد و احساس فرمان کاملاً ناامیدکننده است و وزنی اضافی در خودرو وجود دارد که در نسخه‌های غیرهیبریدی نیست اما ۵۳۰e هنوز هم در پیچ‌ها خودروی سرگرم‌کننده‌ای است. همچنین این سدان هیبریدی آلمانی در جاده‌های خراب هم سواری بسیار آرام و راحتی را ارائه می‌کند؛ بنابراین اگر به ۵۳۰e بیشتر به‌عنوان خودرویی لوکس با قوای محرکهٔ نوآورانه علاقه دارید، شما را ناامید نخواهد کرد.

کادیلاک: تفکر اولیه در مورد سواری و هندلینگ CT6 به‌عنوان خودرویی بزرگ‌تر و راحت‌تر نسبت به بی ام و، خودرویی پالایش‌شده است که این امر در عمل هم ثابت می‌شود زیرا در کادیلاک همان جاده‌های خراب مذکور، همانند آسفالت تازهٔ بزرگراه‌ها احساس می‌شود. از سوی دیگر درحالی‌که هیچ‌کدام از این دو خودرو چندان چابک نیستند اما احساس می‌شود که بی ام و نسبت به کادیلاک کشیده‌تر و نرم‌تر، بیشتر به تغییر خط‌های سریع تمایل دارد. البته قوای محرکهٔ قدرتمندتر CT6 احساس اسپرتی بیشتری را ارائه می‌کند اما پاسخ تعلیق و فرمان این احساس را کمرنگ می‌کند.

خودروی برتر: بی ام و ۵۳۰e


بُرد و مصرف سوخت

بی ام و: ترکیبی از رانندگی تمام الکتریکی و پیشرانهٔ بنزینی کارآمد، موجب دستیابی به مصرف سوخت عالی ۳٫۵ لیتر در هر صد کیلومتر در بی ام و ۵۳۰e XDrive شده است (نسخهٔ دیفرانسیل عقب این خودرو نیز قابل خریداری است که کمی کم‌مصرف‌تر است)؛ اما اگر خواهان خودرویی پلاگین‌هیبریدی با بُرد تمام الکتریکی زیاد هستید، ۵۳۰e با پکیج باطری کوچک خود چندان امیدوارکننده نیست زیرا درحالی‌که بی ام و بُرد تمام الکتریکی آن‌را در حدود ۵۰ کیلومتر تخمین زده است، EPA نیمی از این عدد یعنی تنها ۲۵ کیلومتر را اعلام کرده است؛ بنابراین شاید بُرد تمام الکتریکی واقعی ۵۳۰e چیزی بین این دو عدد باشد اما بازهم به کادیلاک CT6 با پکیج باطری‌های بسیار بزرگ‌تر نمی‌رسد. بااین‌حال نباید فراموش کرد که ۵۳۰e کوچک‌تر و سبک‌تر از CT6 است.

کادیلاک: اگر به اطلاعاتی که در بالا ذکر شد توجه کرده باشید، متوجه شده‌اید که ظرفیت باطری‌های کادیلاک دقیقاً دو برابر بی ام و است که به همین دلیل بُرد تمام الکتریکی آن‌هم بسیار بیشتر از رقیب آلمانی است. به گفتهٔ EPA، بُرد تمام الکتریکی کادیلاک CT6 پلاگین برابر با ۵۰ کیلومتر است که این یعنی این سدان پلاگین‌هیبریدی می‌تواند برای بسیاری از افراد و در اکثر اوقات به‌عنوان خودرویی صرفاً الکتریکی مورداستفاده قرار گیرد؛ اما حتی اگر روزانه بیش از ۵۰ کیلومتر هم رانندگی کنید و به موتور بنزینی خودرو نیاز داشته باشید، مصرف سوخت CT6 تنها ۳٫۸ لیتر در هر صد کیلومتر خواهد بود که هزینهٔ سالانهٔ سوخت را بسیار کاهش می‌دهد.

خودروی برتر: کادیلاک CT6 پلاگین


کابین و کارایی

بی ام و: بی ام و سری ۵ یک سدانمان سایز محسوب می‌شود درحالی‌که CT6 فول سایز است؛ بنابراین ازآنجایی‌که بی ام و حدود ۲۵ سانتیمتر طول کمتری دارد، مطمئناً در داخل هم فضای کمتری خواهد داشت؛ اما بااین‌حال خبر خوب این است که اگر اغلب از صندلی‌های عقب استفاده نشود، برای راننده و سرنشین جلو فضای زیادی وجود خواهد داشت به‌گونه‌ای که من با قد ۱۹۵ سانتیمتر، به‌راحتی در صندلی راننده جای گرفته و از راحتی و دید خوبی برخوردار بودم. مزیت دیگر ۵۳۰e نیز صندوق بار بزرگ‌تر آن است که با ۴۱۰ لیتر در برابر صندوق ۳۰۰ لیتری کادیلاک قرار می‌گیرد. البته مطمئناً این فضای بیشتر به خاطر پکیج باطری‌های کوچک‌تر بی ام و پدید آمده است. ۵۳۰e از لحاظ تجهیزات نیز مناسب عمل کرده و به‌عنوان‌مثال جدیدترین نسخه از سیستم اطلاعاتی-سرگرمی iDrive 6 در آن واقعاً عالی و روان کار می‌کند.

کادیلاک: فضای داخلی CT6 برای من هم خوب و هم بد بود زیرا از یک سو واقعاً نما و احساس صندلی‌های چرمی آن‌را دوست داشتم زیرا راحتی بیشتری نسبت به صندلی‌های بی ام و داشتند. از سوی دیگر اما کنسول مرکزی، صفحه‌نمایش سیستم اطلاعاتی-سرگرمی و به‌طورکلی طراحی داشبورد کادیلاک در مقایسه با سری ۵ قدیمی به نظر می‌رسد. البته در جلو و عقب کابین این سدان آمریکایی فضای زیادی وجود دارد درحالی‌که با وجود فضای پای زیاد در عقب و نمایشگرهای داخل پشتی صندلی‌های جلو، روشن است که کادیلاک قصد داشته بخش عقبی CT6 را به سالن اجرایی تبدیل کند.

خودروی برتر: بی ام و ۵۳۰e




قیمت

 بی ام و: مقایسهٔ قیمتی این دو سدان کمی دشوار است زیرا ۵۳۰e در یک کلاس پایین‌تر از CT6 پلاگین قرار دارد و به همین دلیل به میزان قابل‌توجهی ارزان‌تر است به‌گونه‌ای که قیمت پایهٔ آن پیش از کسر مشوق‌های مالیاتی، از ۵۴,۷۰۰ دلار آغاز می‌شود؛ بنابراین اگر صرفاً خواهان یک سدان لوکس با قولی محرکهٔ پلاگین‌هیبریدی بدون هیچ‌چیز دیگری هستید، قیمت کمتر ۵۳۰e در مقایسه با CT6 پلاگین بسیار قابل‌توجه خواهد بود؛ اما خودروی مورد آزمایش ما به چند پکیج گران‌قیمت همچون پکیج پریمیوم، پکیج کمک‌راننده پلاس، آپشن نورپردازی و… مجهز است که قیمت آن‌را به ۶۸,۷۶۰ دلار رسانده که اختلاف کمی با قیمت پایهٔ CT6 پلاگین دارد.

کادیلاک: قیمت پایهٔ کادیلاک CT6 پلاگین اما که حتی در نسخهٔ پایه هم تقریباً فول آپشن است، قبل از کسر مشوق‌های مالیاتی از ۷۵,۰۹۵ دلار آغاز می‌شود. نمونهٔ مورد آزمایش ما اما تنها به یک آپشن مجهز شده بود درحالی‌که کادیلاک ۵۰۰ دلار را هم برای رنگ سفید کریستالی آن مطالبه می‌کند.

خودروی برتر: بی ام و ۵۳۰e


نتیجه‌گیری

مشخص کردن نتیجهٔ آزمایش‌های مقایسه‌ای همواره دشوار است و در این مورد که خودروها در دو کلاس مختلف هستند، اوضاع سخت‌تر هم می‌شود. ولی کمبود خودروهای لوکس پلاگین‌هیبریدی دلیل معقولی برای انجام این مقایسه بود؛ بنابراین نتیجهٔ این رقابت را بر اساس معیارهای مهم برای خودروهای پلاگین‌هیبریدی تعیین می‌کنیم. بدین ترتیب در پایان باید گفت درحالی‌که بی ام و ۵۳۰e مزایای غیرقابل‌انکاری همچون قیمت کمتر دارد، اما در این رقابت سبز، کادیلاک CT6 پلاگین به‌سادگی به پیروزی دست پیدا کرد. چرا؟ چون کادیلاک خودرویی است که می‌توانید در بیشتر مواقع از آن به‌عنوان یک خودروی الکتریکی استفاده کنید. به این نقطهٔ مثبت، قدرت بیشتر، عملکرد بهتر در جاده‌ها و اندازهٔ عالی هم که اضافه می‌شود، کادیلاک CT6 پلاگین را به یکی از جلوداران بخش سدان‌های لوکس سبز تبدیل می‌کند.

خودروی برنده: کادیلاک CT6 پلاگین

نبرد سدان‌های لوکس هیبریدی، بی ام و 530e در برابر کادیلاک CT6 پلاگین

مشخصات فنی

بی ام و ۵۳۰e

کادیلاک CT6 پلاگین

پیشرانهٔ بنزینی ۲ لیتری ۴ سیلندر توربو ۲ لیتری ۴ سیلندر توربو
موتور الکتریکی ۱ عدد ۲ عدد
باطری ۹٫۲ کیلووات ساعت ۱۸٫۴ کیلووات ساعت
قدرت ۲۵۰ اسب بخار ۳۳۵ اسب بخار
گشتاور ۴۲۰ نیوتن متر ۵۸۵ نیوتن متر
گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک CVT
محور محرک چهارچرخ عقب
شتاب صفر تا ۹۶ ۵٫۸ ثانیه ۵٫۲ ثانیه
مصرف سوخت ۳٫۵ لیتر ۳٫۸ لیتر
بُرد تمام الکتریکی ۲۵ کیلومتر ۵۰ کیلومتر
ظرفیت سرنشین ۵ نفر ۵ نفر
حجم صندوق بار ۴۱۰ لیتر ۳۰۰ لیتر
قیمت پایه ۵۴,۷۰۰ دلار ۷۵,۰۹۵ دلار
قیمت تست‌شده ۶۸,۷۶۰ دلار ۷۶,۵۹۰ دلار

منبع: Motor1

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری ۴

کوپهٔ چهاردر کیا استینگر توانایی‌های خود را با مغلوب کردن آئودی A5 اسپرت‌بک در آزمایشی در اوایل امسال ثابت کرده است. البته در آن نبرد، مدل GT استینگر با پیشرانهٔ ۳٫۳ لیتری V6 بنزینی شرکت کرده بود اما حالا در این رقابت، نسخهٔ دیزلی این خودرو با قیمت مناسب‌تر در برابر غول‌های آلمانی قرار گرفته است. در آن سوی میدان اما فولکس‌واگن آرتئون قرار گرفته است که شباهت بیشتری به یک سدان سنتی مانند پاسات دارد و با دینامیک مناسب و نمای اسپرت، تعادل خوبی بین عملکرد و مصرف سوخت برقرار گرده است؛ و نهایتاً آخرین شرکت‌کنندهٔ این جدال جذاب نیز بی ام و سری ۴ گرن کوپه است که سال‌ها است به‌عنوان پادشاه این کلاس شناخته می‌شود؛ اما کدام‌یک از این سه کوپهٔ چهاردر انتخاب مناسب‌تری جهت پرداخت حدود ۴۰ هزار پوند است؟ در ادامه خواهیم فهمید.

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

شروع رقابت

کیا استینگر

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

استینگر مورد آزمایش ما از نوع ۲٫۲ لیتری دیزلی بالاترین تیپ یعنی GT-Line است که با قیمت مناسب ۳۷,۴۲۵ پوند، تجهیزات کاملی را ارائه می‌کند. این خودرو بیشترین وزن را در بین اعضای گروه دارد که بنابراین ممکن است روی کاغذ خودروی کُندی نظر برسد اما استینگر هنوز هم می‌تواند ظرف ۷٫۶ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند که یک‌دهم ثانیه سریع‌تر از آرتئون است اما یک‌دهم ثانیه از سری ۴ عقب می‌افتد. همچنین وجود ۴۴۰ نیوتن متر گشتاور و گیربکس هشت سرعته نیز به معنی انعطاف‌پذیری بالا در هر دنده است. به همین دلیل استینگر با اختلافی جزئی در پس سری ۴ با گیربکس هشت سرعته قرار می‌گیرد اما این اختلاف در حد تنها چند دهم ثانیه آن‌هم در دنده‌های بالاتر بین سرعت‌های ۸۰ تا ۱۱۰ کیلومتر در ساعت بود و آن‌قدر نیست که در جاده‌ها موردتوجه قرار گیرد.

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4


نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

اما مهم‌تر از این‌ها، کیفیت تعویض دنده است. هرچند گیربکس اتوماتیک استینگر عملکرد روانی دارد اما فاقد سرعت بالای گیربکس بی ام و بوده و تنظیم سرزندهٔ گیربکس DSG فولکس‌واگن را هم ندارد. استینگر از پالایش مناسبی هم برخوردار است اما هنگام وارد کردن فشار به پیشرانه و در زمان شتاب گیری، پیشرانه کمی خشن و پرسروصدا احساس می‌شود هرچند که این مشکل در دو رقیب دیگر هم وجود دارد؛ اما به لطف تنظیم مناسب شاسی و فاصلهٔ محوری زیاد، استینگر سواری نرمی را ارائه می‌کند.



این سدان لوکس کره‌ای در سرعت‌های بالا نیز احساس آرامش دارد و عملکرد فرمان آن‌هم مناسب است اما حساسیت بالای بی ام و یا دقت فولکس‌واگن را ندارد. هنگام افزایش سرعت، کمی حرکت گهواره‌ای در بدنهٔ استینگر احساس می‌شود درحالی‌که با وزن ۱۸۱۰ کیلوگرمی، فاقد چابکی رقبا است. همچنین فاصلهٔ محوری کشیده نیز به معنای عدم سرعت بالا در پیمودن پیچ‌ها است. بااین‌حال استینگر به‌عنوان یک خودروی جاده‌ای جهت پیمودن مسافت‌های زیاد خودروی کاملاً مناسبی است. پکیج موتور و گیربکس آن از پالایش و هماهنگی کامل برخوردار است و کیفیت سواری آن به‌گونه‌ای است که بدترین دست‌اندازها را به‌خوبی جذب می‌کند.

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

فولکس‌واگن آرتئون

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

آرتئون قبلاً اعتبار خود را در جدالی با آئودی A5 اسپرت‌بک اثبات کرده است به همین دلیل A5 در این آزمون حضور ندارد اما آیا فولکس‌واگن می‌تواند کیای مقرون‌به‌صرفه و بی ام و پویا را مغلوب کند؟ برای فهمیدن پاسخ این سؤال، ما آرتئون ۲٫۰ TDI R-Line با قیمت ۳۶,۸۳۵ پوند را به میدان نبر دعوت کرده‌ایم. گیربکس دوکلاچهٔ DSG و سیستم لانچ کنترل باید به آرتئون به جهت هرچه سریع‌تر ثبت کردن شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت کمک کنند اما ترکیب دیفرانسیل جلو در این خودرو به معنای عدم وجود کششی به‌خوبی رقبا است. به همین دلیل آرتئون در آزمون شتاب زمان ۷٫۷ ثانیه را به ثبت رسانده و کُندترین خودروی این رقابت لقب گرفت.

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4


نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

همچنین به دلیل وجود یک دنده کمتر در گیربکس آرتئون، عملکرد خودرو در دنده‌های بالایی به دو رقیب دیگر نمی‌رسد اما اگر همه‌چیز را به گیربکس دوکلاچهٔ این سدان لوکس آلمانی واگذار کنید، شتاب گیری به‌خوبی صورت می‌گیرد. همچنین در پیمایش‌های آرام نیز گیربکس DSG خودرو به‌راحتی و به نرمی دنده‌ها را تعویض می‌کند. این موضوع حتی در حالت دستی بهتر هم می‌شود چراکه دنده‌ها دقیق‌تر تعویض می‌شوند. چسبندگی آرتئون نیز بیشتر از استینگر بوده و فرمان آن‌هم دقت بالایی دارد که هرچند اطلاعات کمی از چرخ‌های جلو ارائه می‌کند اما عملکرد این ماشین راننده را شگفت‌زده می‌کند.



همان‌طور که در ابتدا اشاره شد، آرتئون مورد آزمایش ما به پکیج اسپرت R-Line مجهز است که یکی از ویژگی‌های آن، رینگ‌های بزرگ‌تر ۱۹ اینچی است. البته سواری خودرو با وجود این رینگ‌ها به‌خوبی رینگ‌های کوچک‌تر نیست اما در صورت قرار دادن تعلیق در حالت راحت، عملکرد خودرو خوب خواهد بود. به همین دلیل واقعاً نیاز به انتخاب حالتی غیر از راحت برای تعلیق آرتئون احساس نمی‌شود زیرا حالت‌های اسپرت‌تر هیچ سودی جز سواری خشک و ناراحت ندارند. یکی دیگر از مشکلات آرتئون نیز ترمزهای آن است که به‌خوبی رقبا عمل نمی‌کنند.

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

بی ام و سری ۴

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

سری ۴ گرن کوپه خودروی شیک‌تری نسبت به سدان سری ۳ است و با قیمت ۴۰,۰۷۵ پوند در مدل ۴۲۰d XDrive، رقیب مستقیمی برای کیا و فولکس‌واگن محسوب می‌شود؛ اما آیا این خودروی بهتری است؟ از لحظه‌ای که پشت فرمان این خودرو قرار می‌گیریم، روشن می‌شود که سری ۴ بهترین هندلینگ را در بین این سه خودرو دارد. سواری این ماشین ناراحت نیست و از لحاظ پالایش با آرتئون برابری می‌کند اما حتی در حالت راحت کمک‌فنرها، سواری آن کمی شلوغ‌تر بوده و کنترل آن دشوار است؛ اما بااین‌حال فایدهٔ این ویژگی در جاده‌های پیچ‌درپیچ مشخص می‌شود به‌گونه‌ای که فرمان بهترین عملکرد و پاسخگویی را از خود نشان می‌دهد و شاسی آرامش خود را تا حدی حفظ می‌کند که رقبا نمی‌توانند به آن برسند.

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4


نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

در ۴۲۰d XDrive حتی با وجود سیستم چهارچرخ محرک، می‌توان تعادل ذاتی خودرو را احساس کرد. این در حالی است که بی ام و خودروی چابک‌تری از فولکس‌واگن و کیا است. در حالت کروز نیز راحتی خودرو چندان بد نیست زیرا سطح انعطاف‌پذیری شاسی بالا است و فقط ناهمواری‌های خشن می‌تواند موجب لرزش اکسل‌ها شود. علاوه بر این، پیشرانه روان عمل می‌کند و گیربکس هم به نرمی و هوشمندانه به تعویض دنده‌ها می‌پردازد که از این لحاظ با حالت تعویض دندهٔ دستی آرتئون برابری می‌کند.



در مسیر آزمایش، موتور نیروی موردنیاز برای شتاب گیری را فراهم می‌کند که در کنار کشش ناشی از وجود سیستم چهارچرخ محرک XDrive، موجب می‌شوند که ۴۲۰d ظرف ۷٫۵ ثانیه از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. این کوپهٔ چهاردر آلمانی همچنین سریع‌ترین خودروی این رقابت در تمامی آزمایش‌ها دنده‌های بالایی بود.

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

نتیجه

مقام اول: فولکس‌واگن آرتئون

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

آرتئون به لطف توانایی‌های همه‌جانبهٔ خود در این رقابت پیروز شد. این ارزان‌ترین خودروی این آزمایش بوده، کاملاً مجهز است، قابلیت استفادهٔ زیادی برای خانواده‌ها دارد و خودروی شیک‌تری نسبت به سدان‌های معمولی است. آرتئون همچنین پرچم‌دار فولکس‌واگن بوده، مصرف سوخت مناسبی دارد و ارزش خود را نیز در طول زمان حفظ می‌کند درحالی‌که در آن ویژگی‌های تکنولوژی بالایی هم وجود دارد.

مقام دوم: بی ام و ۴۲۰d XDrive

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

رانندگان جوان که خواهان سرعت و چابکی هستند باید سراغ سری ۴ گرن کوپه بروند؛ اما نسخهٔ XDrive این خودرو هرچند تعادل و هندلینگ خوبی دارد و عملکرد قدرتمندی را ارائه می‌کند اما کمی گران‌قیمت بوده و تجهیزات زیادی هم ندارد. همچنین پالایش، مصرف سوخت و راحتی ۴۲۰d نیز خوب است اما با همهٔ این‌ها، این کوپهٔ باواریایی در این نبرد سخت نتوانست حریف ولفسبورگی خود را مغلوب کند.

مقام سوم: کیا استینگر

نبرد کوپه‌های چهاردر، فولکس‌واگن آرتئون، کیا استینگر، بی ام و سری 4

استینگر حتی در نسخهٔ دیزلی، هنوز هم اولین تلاش خوب از کیا است اما رقبای این سدان کره‌ای سال‌ها در بخش‌های کلیدی تکامل پیدا کرده‌اند؛ بنابراین هرچند استینگر هنوز هم انتخاب مناسبی محسوب می‌شود اما هزینه‌های نگهداری بالا، کارایی پایین و تجربهٔ رانندگی غیر پویا به آن لطمه زده‌اند. بااین‌حال ما هیچ شکایتی از راحتی، پالایش و تجهیزات استینگر نداریم.

مقایسه مشخصات فنی

 

فولکس‌واگن آرتئون

بی ام و ۴۲۰d XDrive

کیا استینگر

قیمت پایه ۳۶,۸۳۵ پوند ۴۰,۰۷۵ پوند ۳۷,۴۲۵ پوند
قیمت تست‌شده ۴۳,۸۵۰ پوند ۴۱,۳۰۵ پوند ۳۸,۳۷۰ پوند
پیشرانه ۲ لیتری ۴ سیلندر ۲ لیتری ۴ سیلندر ۲٫۲ لیتری ۴ سیلندر
قدرت ۱۹۰ اسب بخار ۱۹۰ اسب بخار ۲۰۰ اسب بخار
گشتاور ۴۰۰ نیوتن متر ۴۰۰ نیوتن متر ۴۴۰ نیوتن متر
گیربکس ۷ سرعته دوکلاچه ۸ سرعته اتوماتیک ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک جلو چهارچرخ عقب
طول ۴٫۸۶ متر ۴٫۶۴ متر ۴٫۸۳ متر
فاصلهٔ محوری ۲٫۸۳ متر ۲٫۸۱ متر ۲٫۹۰ متر
وزن خالص ۱۶۵۱ کیلوگرم ۱۶۶۰ کیلوگرم ۱۸۱۰ کیلوگرم
ظرفیت باک ۶۶ لیتر ۵۷ لیتر ۶۰ لیتر
حجم صندوق بار ۵۶۳/۱۵۵۷ لیتر ۴۸۰/۱۳۰۰ لیتر ۴۰۶/۱۱۱۴ لیتر
زاپاس چرخ اصلی تایرها پنچررو کیت پنچرگیری
شتاب صفر تا ۹۶ ۷٫۷ ثانیه ۷٫۵ ثانیه ۷٫۶ ثانیه
حداکثر سرعت ۲۴۰ کیلومتر/ساعت ۲۳۰ کیلومتر/ساعت ۲۳۰ کیلومتر/ساعت
ترمز از ۹۶ کیلومتر ۳۵٫۰ متر ۳۳٫۸ متر ۳۴٫۶ متر
مصرف سوخت اعلامی ۴٫۷ لیتر (ترکیبی) ۵٫۲ لیتر (ترکیبی) ۵٫۸ لیتر (ترکیبی)
مصرف سوخت آزمون ۵٫۸ لیتر ۵٫۸ لیتر ۶٫۸ لیتر

منبع: AutoExpress

سکوی اول از آن کیست؟ مقایسهٔ آئودی Q8، بی ام و X6 و مرسدس GLE کوپه

سکوی اول از آن کیست؟ مقایسهٔ آئودی Q8، بی ام و X6 و مرسدس GLE کوپه

درحالی‌که طرح کراس‌اوور کوپه در جهان اتومبیل مفهومی بحث‌برانگیز است، اعداد دروغ نمی‌گویند چراکه کراس‌اوورهای کوپه ثابت کرده‌اند که خودروهای بسیار محبوبی در سراسر جهان هستند و حالا برند دیگری هم به این بخش پرطرفدار وارد شده است. این آئودی Q8 است یعنی خودرویی که ظاهر آن به‌هیچ‌وجه غافلگیرکننده نیست زیرا تقریباً با نسخه‌های کانسپت خود یکسان است. البته وفاداری Q8 به نسخهٔ کانسپت به این معنای تحسین‌برانگیز نبودن استایل این کراس‌اوور جدید آلمانی نیست که این موضوع می‌تواند کار را برای رقبای مستقیم Q8 یعنی بی ام و X6 و مرسدس بنز GLE کوپه سخت کند. به همین دلیل قصد داریم در این مطلب این سه کراس‌اوور کوپهٔ آلمانی را باهم مقایسه کنیم.

سکوی اول از آن کیست؟ مقایسهٔ آئودی Q8، بی ام و X6 و مرسدس GLE کوپه

استایل بیرونی

بی ام و با معرفی نسل نخست X6 در سال ۲۰۰۸ برای اولین بار کلاس کراس‌اوورهای کوپه را بنیان گذاشت که این نشان می‌دهد چند سال طول کشیده تا آئودی نهایتاً به بی ام و پاسخ مستقیمی دهد. این خودرو هم‌اکنون در نسل دوم خود قرار دارد که به لطف پروفیل عضلانی، لبهٔ صندوق بزرگ و خطوط خمیدهٔ کمتر، پویاتر از نسل قبلی به نظر می‌رسد. به‌طورکلی بی ام و X6 خودرویی تهاجمی به نظر می‌رسد که آمادهٔ حمله است. از سوی دیگر مرسدس بنز هم با GLE کوپه رویهٔ مشابهی را دنبال کرده است و در آن‌هم خط سقف کاملاً شیب‌داری دیده می‌شود که به زیبایی در قسمت عقب، به سمت پایین حرکت کرده است درحالی‌که ستون C در GLE شیک‌تر از X6 به نظر می‌رسد؛ اما آئودی Q8 شیوهٔ کاملاً متفاوتی را پیش گرفته است چراکه این خودرو بجای یک کراس‌اوور کوپه، بیشتر شبیه به یک استیشن بلندقامت به نظر می‌رسد و از ستون B به عقب، فرم بسیار متعارف‌تری نسبت به رقبای هم‌وطن خود دارد. به همین دلیل Q8 را می‌توان یک کراس‌اوور معمولی دانست.



البته مطمئناً سقف Q8 شیب کمی دارد اما این شیب کم در سقف نسل جدید فولکس‌واگن توآرگ هم دیده می‌شود و سقف این دو کراس‌اوور گروه فولکس‌واگن بسیار شبیه به هم به نظر می‌رسد درحالی‌که توآرگ کراس‌اوور کوپه نیست؛ اما بااین‌حال آئودی کراس‌اوور جدید Q8 را به‌عنوان رقیب بی ام و X6 و مرسدس بنز GLE کوپه معرفی کرده و به همین دلیل Q8 را علیرغم استایل متفاوت، باید رقیب این دو کراس‌اوور کوپه دانست. درهرحال ازجملهٔ دیگر ویژگی‌های ظاهری قابل‌توجه Q8 می‌توان به جلوپنجرهٔ هشت‌ضلعی، اسپویلر تهاجمی، گلگیرهای عضلانی و نوار مشکی‌رنگی در عقب اشاره کرد. به‌طورکلی استایل بیرونی Q8 را می‌توان اسپرت، مدرن و تا حدودی تهاجمی توصیف کرد که کمتر به یک کراس‌اوور کوپه شباهت دارد.


کابین

داخل Q8 اما برای کسانی که به تکنولوژی علاقهٔ زیادی دارد مکان بسیار خوبی است. در اینجا سازندهٔ آلمانی همانند دیگر محصولات جدید خود، سه نمایشگر بزرگ را ارائه کرده است. دو عدد از این نمایشگرها برای سیستم اطلاعاتی-سرگرمی در نظر گرفته شده‌اند که نمونهٔ بزرگ‌تر ۱۰٫۱ اینچی در بالا قرار گرفته و نمونهٔ ۸٫۶ اینچی در قسمت پایین برای کنترل سیستم تهویه و سایر تجهیزات رفاهی خودرو قرار گرفته است. در مقابل راننده هم یک نمایشگر بزرگ ۱۲٫۳ اینچی به‌عنوان صفحه آمپر کابین مجهزی آئودی تعبیه شده است. در مقایسه، کابین GLE کاملاً قدیمی است به‌گونه‌ای که در برابر کابین پر از تکنولوژی Q8 همانند دایناسور به نظر می‌رسد! البته این موضوع تعجبی ندارد چراکه کابین GLE چیزی بیشتر نسخهٔ بروز شدهٔ کابین مرسدس ML سال ۲۰۱۱ نیست. در همین حال هرچند کابین X6 هم رنگ و بوی کهنگی گرفته و در برابر Q8 قدیمی احساس می‌شود اما وضعیت بهتری نسبت به GLE دارد.


ابعاد و پیشرانه

آئودی فعلاً برای Q8 دو موتور مختلف را ارائه کرده است که هردو از نوع ۳ لیتری V6 توربوشارژ هستند ولی یکی دیزلی بوده و دیگری بنزینی است. این موتورها به ترتیب در مدل‌های ۵۵ TDI و ۵۵ TFSI ارائه می‌شوند. از پیشرانهٔ دیزلی مشخصات بیشتری اعلام شده است اما موتور بنزینی از سال آینده عرضه خواهد شد و به همین دلیل فعلاً تنها قدرت و گشتاور آن مشخص بوده و اطلاعات دیگری از آن منتشر نشده است. بااین‌حال نزدیک‌ترین نمونه از مرسدس بنز GLE کوپه و بی ام و X6 به آئودی Q8 55 TFSI، مدل‌های GLE400 و X6 35i هستند؛ بنابراین مشخصات فنی و همین‌طور ابعاد این سه خودرو را در جدول زیر مقایسه کرده‌ایم:

آئودی Q8 55 TFSI

مرسدس GLE400

بی ام و X6 35i

پیشرانه ۳ لیتری V6 ۳ لیتری V6 ۳ لیتری I6
تنفس توربوشارژ بای‌توربو توربوشارژ
قدرت ۳۴۰ اسب بخار ۳۳۳ اسب بخار ۳۰۵ اسب بخار
گشتاور ۵۰۰ نیوتن متر ۴۸۰ نیوتن متر ۴۰۰ نیوتن متر
گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک ۹ سرعته اتوماتیک ۸ سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ عقب/چهارچرخ
فاصلهٔ محوری ۳٫۰۰ متر ۲٫۹۱ متر ۲٫۹۳ متر
طول ۴٫۹۸ متر ۴٫۹۰ متر ۴٫۹۲ متر
عرض ۲٫۰۰ متر ۲٫۰۰ متر ۱٫۹۹ متر
ارتفاع ۱٫۷۱ متر ۱٫۷۲ متر ۱٫۷۰ متر
وزن ۲۱۴۵ کیلوگرم ۲۱۰۵ کیلوگرم ۲۱۰۰ کیلوگرم
صندوق بار ۶۰۵ لیتر ۶۵۰ لیتر ۵۸۰ لیتر

در پایان باید گفت ازآنجایی‌که آئودی Q8 جدیدترین خودروی این رقابت است، مطمئناً پیشرفته‌ترین عضو این گروه محسوب می‌شود؛ بنابراین تعیین کردن خودروی برتر این رقابت سه‌نفره کار بسیار دشواری است. همچنین انتخاب زیباترین خودرو از بین این سه کراس‌اوور کوپهٔ آلمانی نیز امری سلیقه‌ای است؛ بنابراین تعیین خودروی برتر این رقابت را به شما واگذار می‌کنیم.

منبع: CarScoops

فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد

فروش بی ام و سری ۳ مدل ۲۰۱۸، آغاز شد

سری ۳، یکی از پرفروش‌ترین محصولات بی‌ام‌و است که در سال ۲۰۱۸ با ۲ بدنه‌ی ۴در صندوق‌دار و ۵در استیشن (واگن) تولید می‌شود. نمونه‌ی ۲در کوپه و ۴در کوپه از سری ۳، امروزه با نام سری ۴، کلاس نسبتا جدیدی در سبد بی‌ام‌و است که فعلا به صورت رسمی وارد ایران نمی‌شود. با این اوصاف، علاقه‌مندان به خودروهای اسپرت سایز متوسط بی‌ام‌و در کشور، گزینه‌ی دیگری به جز مدل‌های ۳۲۰i و ۳۳۰i برای انتخاب ندارند.

فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد

در بازار جهانی، ۳ نمونه بی‌ام‌و سری ۳ با پیشرانه‌ی بنزینی وجود دارند که شامل مدل‌های ۳۲۰i، ۳۳۰i و ۳۴۰ می‌شوند، ضمن اینکه نسخه‌ی دیزل سری ۳ با کد ۳۲۸d نیز، وجود دارد. ارزان‌ترین مدل از این گروه، بی‌ام‌و ۳۲۰i است که با پیشرانه‌ی ۴سیلندر توربوشارژ به حجم ۲ لیتر، قدرت ۱۸۴ اسب بخار و گشتاور ۲۷۰ نیوتن‌متر فراهم می‌کند. نهایت قدرت در ۴۰۰۰ دور بر دقیقه و بیشترین گشتاور از ۱۳۵۰ تا ۴۲۵۰ دور بر دقیقه حاصل می‌شود. با استفاده از گیربکس ۸ سرعته‌ی اتوماتیک، بی‌ام‌و ۳۲۰i مدل ۲۰۱۸ در زمان ۸ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و نهایت سرعت ۲۳۰ کیلومتر بر ساعت خواهد داشت. میانگین مصرف سوخت این خودرو، حدود ۶.۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر خواهد بود. بی‌ام‌و ۳۲۰i  در بازار جهانی، آستانه قیمت ۳۶ هزار دلار دارد.

فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد

بی‌ام‌و ۳۳۰i، پرفروش‌ترین نسخه‌ی از سری ۳ است. این مدل هم با پیشرانه‌ی ۴سیلندر توربوشارژ به حجم ۲ لیتر ارائه می‌شود، اما قدرت ۲۵۰ اسب بخار و گشتاور ۳۵۰ نیوتن‌متر تولید می‌کند. نهایت قدرت در ۵۲۰۰ دور بر دقیقه و بیشترین گشتاور از ۱۴۵۰ تا ۴۸۰۰ دور بر دقیقه حاصل می‌شود. با استفاده از گیربکس ۸ سرعته‌ی اتوماتیک، بی‌ام‌و ۳۳۰i مدل ۲۰۱۸ در زمان ۵.۵ تا ۶ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و نهایت سرعت ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت خواهد داشت. میانگین مصرف سوخت این خودرو، حدود ۶.۵ تا ۷ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر خواهد بود. بی‌ام‌و ۳۳۰i  در بازار جهانی، آستانه قیمت ۴۱ هزار دلار دارد.

فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد

مقاله‌های مرتبط:
  • بی ام و ۱۲۰i و ۱۲۵i؛ مشخصات فنی و هر آنچه درباره آن باید بدانید
  • قیمت و شرایط فروش خودروهای پرشیا خودرو

محبوب‌ترین مدل‌های سری ۳، شامل نسخه‌های ۳۴۰i و M3 با پیشرانه‌های ۳ لیتری توربوشارژ به قدرت‌های ۳۲۰ و ۴۲۵ اسب بخار، اجازه‌ی واردات به کشور ندارند؛ هرچند که به تریتب با آستانه قیمت ۵۰ هزار و ۶۷ هزار دلار، گزینه‌های مناسبی برای بازار ایران محسوب نمی‌شوند. پیش‌فروش مدل‌های ۳۲۰i و ۳۳۰i از روز ۱۳ خردادماه ۱۳۹۷ توسط پرشیا خودرو، نماینده‌ی رسمی بی‌ام‌و آلمان در ایران انجام می‌شود. این خودروها بنا به جدول زیر، به ترتیب با قیمت‌های ۶۹۹ میلیون و ۸۲۹ میلیون تومان عرضه خواهند شد.

نام محصول قیمت نمایندگی پیش پرداخت شرایط فروش
بی ام و ۳۲۰i  – تیپ Legend ۶۹۹,۰۰۰,۰۰۰ ۳۸۶ میلیون تومان تا ۲۷۶ میلیون تومان  اقساط ۶ ماهه ۵۳ میلیون تومان تا ۲۴ ماهه ۲۳ میلیون تومان
بی ام و ۳۲۰i  – تیپ Perfromance ۸۲۹,۰۰۰,۰۰۰ ۴۵۸ میلیون تومان تا ۳۲۸ میلیون تومان  اقساط ۶ ماهه ۶۳ میلیون تومان تا ۲۴ ماهه ۲۸ میلیون تومان
  • فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد
  • فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد
  • فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد
  • فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد
  • فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد
  • فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد
  • فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد
  • فروش بی ام و سری 3 مدل ۲۰۱۸، آغاز شد

 

پشت فرمان بی‌ ام‌ و X5 و بنتلی بنتایگا
کونکورسو الگانزا، باشکوه‌ترین همایش خودروهای کلاسیک و مفهومی برگزار شد
کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخ
بهترین خودروهای مفهومی تاریخ
بهترین خودروهای اسپرت ۲۰۱۸ با قیمت مناسب
کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخ

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخ

کم ارتفاع‌ترین خودروهای جهان را می‌توان در چند روش مختلف طبقه‌بندی کرد. البته منظور ما از ارتفاع، فاصله‌ی سقف تا سطح در خودرو است که برخلاف گذشته در چند سال اخیر، خودروها ارتفاع بیشتر را انتخاب می‌کنند. خودروهای معرفی شده در این فهرست، به‌قدری ارتفاع کمی دارند که به‌راحتی از موانع ورودی و خروجی پارکینگ یا جایگاه پرداخت عوارض، بدون ایجاد مشکل عبور می‌کنند.۱۵- رنو اسپرت اسپایدر

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۹۶ارتفاع سقف تا زمین: ۱.۲۵ متر

مدل رنو اسپایدر با هدف ساخت یک مدل مسابقه‌ای برای شرکت در سری اختصاصی رنو و مدل جاده‌ای توسط دپارتمان رنو اسپرت تولید شد. اولین محصول رنو اسپرت با ۹۳۰ کیلوگرم وزن و ۱۲۵۰ میلی‌متر ارتفاع، از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری با قدرت ۱۵۰ اسب بخار و نهایت سرعت ۲۱۵ کیلومتر بر ساعت استفاده می‌کرد.۱۴- مک‌لارن F1 GTR

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۹۷ارتفاع سقف تا زمین: ۱.۲۰ متر

نسخه‌ی با طول بیشتر (Long Tail) مدل مسابقه‌ای مک‌لارن F1 GTR رقیب اصلی پورشه ۹۱۱ GT1، مرسدس بنز CLK GTR و نیسان R390 GT1 در مسابقات قهرمانی GT فدراسیون جهانی اتومبیلرانی (FIA) بود. فقط سه دستگاه نسخه‌ی جاده‌ای از این مدل افسانه‌ای با پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر V شکل ۶.۱ لیتری تنفس طبیعی ساخت بی‌ام‌و عرضه شد. گوردون موری مسئول اصلی طراحی مک‌لارن F1 GTR است.۱۳- مرسدس‌بنز CLK GTR

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۹۷ارتفاع سقف تا زمین: ۱.۱۶ متر

در برابر مک‌لارن F1 GTR محصول پرقدرت و زیبای مرسدس بنز با پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر V شکل ۷.۳ لیتری AMG قرار داشت. تیم مهندسی مرسدس بنز تنها ۲۶ دستگاه نسخه‌ی جاده‌ای از CLK GTR در دو مدل کوپه و رودستر با ارتفاع ۱.۱۶ متر و قدرتی حدود ۶۰۰ اسب بخار تولید کرد. مدل پرطرفدار پاگانی زوندا از نسخه‌ی به‌روز شده‌ی پیشرانه‌ی تنفس طبیعی CLK GTR  استفاده می‌کرد که قدرت نهایی آن به ۸۰۰ اسب بخار نیز می‌رسید.۱۲- بی‌ام‌و M1

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۷۸ارتفاع سقف تا زمین: ۱.۱۴ متر

اولین خودروی موتورمیانی تولید انبوه بی‌ام‌و، مدل افسانه‌ای M1 بود که در ۴۵۶ دستگاه عرضه شد. M1 از قلم جورجتو جیوجیارو و مخالفت بین مدیران ارشد بی‌ام‌و و لامبورگینی در ساخت یک خودروی مشترک خلق شد. بی‌ام‌و از پیشرانه‌ی ۶ سیلندر خطی ۳.۵ لیتری با قدرت ۲۷۷ اسب بخار استفاده می‌کرد و فقط ۱۳۰۰ کیلوگرم وزن و ۱۱۴۰ میلی‌متر یا ۱۱۴ سانتی‌متر ارتفاع داشت. دومین محصول تولید انبوه بی‌ام‌و که از طرح موتور میانی استفاده کرد، هیبرید i8 بود.۱۱- نیسان R390 GT1

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۹۷ارتفاع سقف تا زمین: ۱.۱۴ متر

مهندسان نیسان تنها یک دستگاه نسخه‌ی مجاز تردد جاده‌ای از سوپراسپرت مسابقه‌ای R390 GT1 تولید کرده‌اند که البته هیچ‌وقت به شخص حقوقی یا حقیقی فروخته نشده است. این مدل خاص از پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۳.۵ لیتری توئین‌توربوشارژ نیسان VRH35L با قدرت ۵۶۰ اسب بخار استفاده می‌کند. تک نمونه‌ی نیسان R390 GT1 در موزه‌ی این شرکت واقع در ژاپن نگه‌داری می‌شود.۱۰- پورشه ۹۱۱GT1

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۹۷ارتفاع سقف تا زمین: ۱.۱۴ متر

همانند دیگر شرکت‌هایی که در مسابقات GT دهه ۱۹۹۰ شرکت داشتند همچون مرسدس‌بنز، مک‌لارن و نیسان؛ پورشه نیز از سوپراسپرت مسابقه‌ای خود نسخه‌ی مجاز تردد جاده‌ای تولید کرد. ۲۵ دستگاه پورشه ۹۱۱ GT1 جاده‌ای با کد Straßenversion و پیشرانه‌ی ۶ سیلندر خطی ۳.۲ لیتری توئین توربوشارژ با قدرت ۵۴۴ اسب بخار تولید شد. پورشه ۹۱۱ GT1 توسط قلم نوربرت سینگر طراح اهل چک اسلواکی، خلق شد.۹- استون مارتین بولداگ

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۸۰ارتفاع سقف تا زمین: ۱.۰۹ متر

ویلیام تونز، طراح انگلیسی مدل پروتوتایپ بولداگ (Bulldog) را برای مقامات استون مارتین طراحی کرد. در ابتدا قرار براین بود که بولداگ جهت رقابت با سریع‌ترین خودروهای آن دوران دنیا و نمایش توانایی‌های تیم مهندسی استون مارتین در حداکثر ۲۵ دستگاه تولید شود.

مقاله‌های مرتبط:
  • بهترین خودروهای مفهومی تاریخ

با تغییر مدیرعامل این شرکت بریتانیایی، این پروژه به‌دلیل هزینه‌های بالا و نداشتن توجیه اقتصادی کنار گذاشته شد تا فقط یک دستگاه استون مارتین بولداگ با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۵.۷ لیتری توربوشارژ، قدرت ۶۰۰ اسب بخار، نهایت سرعت ۳۸۱ کیلومتر بر ساعت و ارتفاع ۱۰۹۲ میلی‌متر ساخته شود.۸- لامبورگینی میورا

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۶۶ارتفاع سقف تا زمین: ۱.۰۵ متر

مدل فوق‌العاده زیبا و به‌یاد ماندنی لامبورگینی میورا (Miura)؛ اولین سوپراسپرت صنعت خودروسازی، یکی از کم ارتفاع ترین خودروهای جهان است. مارسلو گاندینی از استودیوی طراحی برتونه پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر V شکل لامبورگینی را به‌صورت عرضی در بدنه‌ی جذاب میورا با ۱۲۹۲ کیلوگرم وزن و ۱۰۵۰ میلی‌متر ارتفاع قرار داد. تا سال ۱۹۷۳ میورا در ۷۶۴ دستگاه نسخه‌ی مختلف مانند SV، Jota، SV/J و رودستر تولید شد.۷- فورد GT40

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۶۴ارتفاع سقف تا زمین: ۱.۰۱ متر

مدل مسابقه‌ای فورد GT40 علاوه بر خودرویی که فراری را شکست داد به ارتفاع کم نیز مشهور است. در واقع عدد ۴۰ موجود در نام این مدل به ارتفاع ۴۰ اینچی آن، برابر ۱.۰۲۹ میلی‌متر اشاره دارد. البته در کنار مدل‌های مسابقه‌ای فورد GT40 که با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل در مسابقات ۲۴ ساعته لمانز به‌مدت چند سال پیاپی بی‌رقیب بودند، ۳۱ دستگاه نسخه‌ی تردد جاده‌ای از نسل اول این مدل افسانه‌ای نیز تولید شده است.۶- آلفارومئو ۳۳ استراداله

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۶۷ارتفاع سقف تا زمین: ۹۹ سانتی‌متر

مدل اسپرت و موتورمیانی آلفارومئو استراداله یکی از زیبا‌ترین خودروهای جهان است که فقط ۱۸ دستگاه از آن با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل و قدرت ۲۳۰ اسب بخار تولید شده است. واژه‌ی استراداله (Stradale) در زبان ایتالیایی به‌معنی «خودروی جاده‌ای» است و معمولاً در کنار مدل‌های جاده‌ای که براساس مدل مسابقه‌ای ساخته شده‌اند، قرار می‌گیرد. ۳۳ استرداله نیز از این قاعده مستثنا نیست و درواقع نسخه‌ی جاده‌ای مدل مسابقه‌ای تیپو ۳۳ است. آلفارومئو استراداله با وزن ۷۰۰ کیلوگرم و ارتفاع ۹۹ سانتی‌متر، توسط فرانکو اسکاگلیونی طراحی شد. این مدل زیبا، در حال حاضر یکی از گران‌ترین خودروهای کلکسیونی دنیا است.۵- پورشه ۵۵۰ اسپایدر

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۵۳ارتفاع سقف تا زمین: ۹۸ سانتی‌متر

مدل اسپرت و مسابقه‌ای پورشه ۵۵۰ با طراحی جذاب و ساده از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۱.۵ لیتری با قدرت ۱۱۰ اسب بخار استفاده می‌کرد. تمام ۹۰ دستگاه تولیدی پورشه ۵۵۰ تنها ۵۵۰ کیلوگرم وزن و ۹۸ سانتی‌متر ارتفاع داشتند. پورشه ۵۵۰ خودرویی بود که جیمز دین، هنرپیشه‌ی مشهور و پرطرفدار آمریکایی پشت فرمان آن تصادف کرد و در سن ۲۴ سالگی درگذشت.۴- پورشه ۹۱۷K

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۷۰ارتفاع سقف تا زمین: ۹۴ سانتی‌متر

مدل ۹۱۷K بر اساس نسخه مسابقه‌ای سال ۱۹۶۹ پورشه ۹۱۷ در تعداد ۱۲ دستگاه ساخته شد تا آیرودینامیک بهبود پیدا کند. پورشه ۹۱۷K از پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر V شکل ۴.۹ لیتری با قدرت ۶۳۰ اسب بخار استفاده می‌کند اما به‌تازگی در برخی از کشورها، مجوز تردد جاده‌ای به آن داده شده است.۳- فراری ۵۱۲S مادولو

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۷۰ارتفاع سقف تا زمین: ۹۳ سانتی‌متر

مدل مفهومی ۵۱۲S Modulo توسط پائولو مارتین از استودیوی طراحی پینین‌فارینا طراحی و در نمایشگاه خودروی ژنو ۱۹۷۰ به نمایش گذاشته شد. این مدل با طرحی متفاوت از پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر V شکل با قدرت ۵۵۰ اسب بخار استفاده می‌کرد تا با نهایت سرعت ۳۵۰ کیلومتر بر ساعت، در زمان ۳.۱ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد. فراری ۵۱۲S Modulo با ارتفاع بسیار پایین ۹۳ سانتی‌متر و وزن ۹۰۰ کیلوگرم، از معدود خودروهای دنیا است که در آن مشابه جت‌های جنگنده باز و بسته می‌شود.۲- لانچیا استراتوس زیرو

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۱۹۷۰ارتفاع سقف تا زمین: ۸۴ سانتی‌متر

مدل مفهومی و جذاب استراتوس زیرو (Zero یا ۰) نسخه‌ی اولیه‌ی مدل تولیدی و رالی استراتوس (Stratos) بود. استراتوس زیرو حاصل قلم مارسلو گاندینی از استودیوی طراحی برتونه بود که از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر V شکل ۱.۶ لیتری استفاده می‌کرد. مدل تولیدی استراتوس با ارتفاع بیشتر (۱۱۱۰ میلی‌متر) همراه بود که همین مورد استراتوس زیروی ۸۴ سانتی‌متری را منحصربه فرد می‌کند.۱- فلت موبیل

کم ارتفاع ترین خودروهای تاریخمحصول سال ۲۰۰۸ارتفاع سقف تا زمین: ۴۸ سانتی‌متر

یک مهندس بریتانیایی در کارگاه کوچک خود، مدل سفارشی متفاوتی تولید کرد. فلت موبیل (Flatmobile) که بدون شک عجیب‌ترین خودروی این فهرست عنوان می‌گیرد، بر اساس هیلمن ایمپ مدل ۱۹۶۳، محصول خودروساز انگلیسی روتس (Roots) ساخته شده است. فلت موبیل در کنار موتور جت از پیشرانه ۴ سیلندر ۸۷۵ سی‌سی نیز استفاده می‌کرد و البته مجوز تردد جاده‌ای هم دارد. این مدل عجیب با ارتفاع فقط ۴۸ سانتی‌متر، در سال ۲۰۰۸ در قالب کم‌ارتفاع‌ترین خودروی دنیا به کتاب رکوردهای جهانی گینس راه پیدا کرد.

مرسدس بنز AMG S63 با طراحی داخلی ویلنر معرفی شد
بهترین خودروهای مفهومی تاریخ
بهترین خودروهای اسپرت ۲۰۱۸ با قیمت مناسب
مرسدس AMG GT R در برابر هوندا NSX
مشخصات فنی ون برقی مرسدس بنز اعلام شد
معرفی موتورسیکلت مفهومی بی ام و 9cento

معرفی موتورسیکلت مفهومی بی ام و ۹cento

بی ام و از رویداد مهم Concorso d’Eleganza Villa d’Este به منظور معرفی محصولاتی مفهومی همچون گرن لوسو کوپه و زاگاتو کوپه استفاده کرده است اما امسال اوضاع متفاوت بوده و شاهد معرفی محصول مفهومی جدیدی با نام ۹cento هستیم.

معرفی موتورسیکلت مفهومی بی ام و 9cento
این موتورسیکلت مفهومی که توسط بی ام و موتوراد ساخته شده یک بایک تورینگ و اسپورت ایده آل توصیف شده است. این کمپانی همچنین گفته که ۹cento ظاهر یک موتورسیکلت اسپورت ادونچر را به نمایش می‌گذارد.

معرفی موتورسیکلت مفهومی بی ام و 9cento
اگرچه بی ام و برنامه‌ها برای تولید این موتورسیکلت را تأیید نکرده اما ۹cento یک موتورسیکلت شیک با پانل‌های جانبی متفاوت، باک سوخت عضلانی و برخی قطعات آلومینیومی است. از آنجایی که در طراحی این موتورسیکلت مفهوم تورینگ و سفر در نظر گرفته شده، موتوراد یک شیشه جلو نیز به منظور حفاظت سوارکار نصب کرده است.

معرفی موتورسیکلت مفهومی بی ام و 9cento
خب باید درباره کاربردی بودن هم صحبت کنیم زیرا ۹cento دارای فضاهای ذخیره خلاقانه‌ای است که می‌توان برخی قطعات را نیز به بخش عقبی این موتورسیکلت متصل کرد. بسته به نیازهای سوارکار، می‌توان صندلی عقب یا محفظه بار را روی موتورسیکلت موتوراد نصب کرد.

معرفی موتورسیکلت مفهومی بی ام و 9cento
بی ام و درباره مشخصات فنی ۹cento چیز زیادی نگفته اما تأیید کرده این کانسپت دارای فریم پلاستیکی تقویت شده با فیبر کربن و قطعات آلومینیومی می‌باشد. این موتورسیکلت همچنین دارای سیستم تعلیق با تمرکز بیشتر روی طی مسافت‌های طولانی و تورینگ بوده تا بدین ترتیب ایجاد حداکثر راحتی تضمین شود.

معرفی موتورسیکلت مفهومی بی ام و 9cento
ادگار هنریش مدیر طراحی بی ام و موتوراد درباره این موتورسیکلت مفهومی گفته است:

ما موتورسیکلتی طراحی کرده‌ایم که قدرت مناسب را با ویژگی‌های مدل‌های تورینگ و اسپورت که مهم‌ترین آن‌ها هیجان سواری است ترکیب کرده بنابراین این یک پروژه جذاب است. ۹cento دارای بهترین عناصر موتورسیکلت‌های اسپورت، ادونچر و تورینگ بوده و مفهوم جذابی را ایجاد می‌کند. پیش از این چنین محصولی را از BMW ندیده بودیم.


معرفی موتورسیکلت مفهومی بی ام و 9cento
جدای از طراحی یک موتورسیکلت، طراحان شرکت دو ژاکت را نیز توسعه داده‌اند که هر دو از کولار و چرم ساخته شده اما یکی از آن‌ها دارای ظاهر سفید شهری بوده درحالی‌که دیگری برجسته‌تر و اسپورت می‌باشد.

بهترین خودروهای مفهومی تاریخ

بهترین خودروهای مفهومی تاریخ

خودروهای مفهومی یا کانسپت، مدل‌های تولیدی شرکت‌‎های خودروسازی هستند که با هدف نمایش زبان طراحی جدید یا تجهیزات مختلف، معمولاً در نمایشگاه‌های بزرگ خودروسازی رونمایی می‌شوند. تیم مهندسی هر شرکت در مدل‌های مفهومی از قوانین معمول پیروی نمی‌کنند که حاصل، خلق عجیب‌ترین، جذاب‌ترین و گاهی موفق‌ترین خودروهای تاریخ بوده است. مفهوم «خودروهای کانسپت» از دهه ۱۹۳۰ تا به‌امروز ادامه داشته است. وب‌سایت اتوکار فهرستی از بهترین خودروهای مفهومی تاریخ را منتشر کرده است که در ادامه به معرفی هر مدل می‌پردازیم.ولوو ونوس بیلو

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۳۳

ونوس بیلو (Venus Bilo) اولین خودروی مفهومی جهان و ساخت برند سوئدی ولوو بود که در سال ۱۹۳۳ به‌نمایش گذاشته شد. طراحی این مدل به‌قدری رادیکال و افراطی بود که مقامات شرکت ولوو در زمان رونمایی، هرگونه ارتباطی با آن را تکذیب می‌کردند. طراحی ونوس بیلو سال‌ها جلوتر از خودروهای آن دوران بود؛ درواقع با گذشت چندسال بعد، مدیران ارشد ولوو به تأمین بودجه برای ساخت سدان لوکس ونوس بیلو اقرار کردند. این مدل مفهومی پس از سال ۱۹۵۶ تابه‌امروز مشاهده نشده است.بیوک وای-جاب

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۳۸

کوپه‌ی کروک بیوک وای-جاب (Y-Job) در بسیاری از رسانه‌های خودرویی آمریکا، به‌عنوان اولین خودروی مفهومی تاریخ معرفی می‌شود، اما همانطور که اشاره شد، ولوو اولین خودروی مفهومی تاریخ را رونمایی کرده است. این مدل، نمایشی از هنر طراحی هارلی جی. ارل بود که چند سال بعد، کروک بیوک با الهام از آن ساخته شد. وای-جاب به ویژگی‌های جالبی چون چراغ‌های جلوی مخفی، پنجره‌ها و سقف برفی و پیشرانه‌ی ۸ سیلندر خطی ۵.۲ لیتری مجهز بود. این مدل در سال ۱۹۹۳ به مرکز طراحی جنرال موتورز وارد شد. البته در سال ۲۰۰۱ وای-جاب با تجهیزات مدرن در قالب مدل بیوک بلک هاوک (Blackhawk) بازسازی شد.بیوک لِسِیبر

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۵۱

هارلی جی. ارل لسیبر (LaSabre) را با الهام از طراحی جت‌های جنگنده خلق کرد. این مدل متفاوت با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر  V شکل ۳۳۵ اسب بخاری، ارتفاع کم، سقف برقی با قابلیت بسته شدن خودکار هنگام آب و هوای بارانی، شیشه‌ی منحنی جلو، چراغ‌های جلوی مخفی و برآمدگی بزرگ صندوق عقب و بخش پشتی که آغازگر محبوبیت این نوع طرح در خودروهای آمریکایی بود در تاریخ ماندگار شد. لسیبر بعدها به مدل تولیدی تبدیل شد و تا سال ۲۰۰۰، هشت نسل مختلف از آن به بازار رسید. بیوک لسیبر در سال ۲۰۰۶ با مدل لوسرن (Lucerne) جایگزین شد.اولدزموبیل استارفایر

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۵۳

برند آمریکایی اولدزموبیل (Oldsmobile) مدل مفهومی و پنج سرنشینه‌ی استارفایر (Starfire) مجهز به بدنه‌ی فایبرگلاس و پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۲۰۰ اسب بخاری را با الهام از جت جنگنده‌ی لاکهید F-94 استارفایر نام‌گذاری کرد. در آن دوران استفاده از پلاستیک در بدنه‌ی خودرو اقدامی انقلابی محسوب می‌شد. استارفایر آغازگر این انقلاب بود که هنوز هم پس از ۶ دهه، مدل‌های با این بدنه در خط تولید جنرال موتورز تولید می‌شدند. استارفایر در سال ۱۹۶۱ به مدل تولیدی تبدیل و سرانجام پس از دو نسل عرضه، در سال ۱۹۸۰ کنار گذاشته شد.اولدزموبیل گلدن راکت

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۵۶

در دهه‌ی ۱۹۵۰ مدل‌های مفهومی بسیاری با الهام از طراحی هواپیماها و سفینه‌های فضایی خلق شد. درواقع در این دوران موسوم به «عصر فضا» برندهای آمریکایی در این زمینه بی‌رقیب بودند. گلدن راکت (Golden Rocket) با بدنه‌ی فایبرگلاس و پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۳.۲ لیتری با قدرت ۲۷۵ اسب بخار، اولی خودرویی بود که قابلیت تنظیم برقی فرمان را در اختیار راننده می‌گذاشت. هنگام باز کردن در گلدن راکت، صندلی‌ها بلند شده و به سمت در چرخش پیدا می‌کنند تا پیاده و سوار شدن برای سرنشینان راحت‌تر باشد.مدل‌های مفهومی برتونه آلفارومئو BAT

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول دهه ۱۹۵۰

فرانکو اسکالیونه در پروژه‌ی همکاری شرکت‌ و استودیوی طراحی برتونه (Bertone) و خودروساز آلفارومئو سه مدل مفهومی تاریخی طراحی کرد. مدل‌های آیرودینامیک تکنیکی برلین موسوم به BAT 5، BAT 7 و BAT 9 انقلابی واقعی در طراحی و آیرودینامیک خودروها بودند. فقط این نکته را درنظر بگیرید که BAT 7 در سال ۱۹۵۴ ضریب درگی معادل ۰.۱۹ داشت. در سال BAT 11 با الهام از نمونه‌های اصلی و آلفارومئو ۸C کامپتزیونه رونمایی شد.لامبورگینی مارزال

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۶۷

مدل مفهومی مارزال (Marzal) توسط استودیو طراحی برتونه و نیمی از پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر V شکل ۴ لیتری لامبورگینی ساخته شد. مارزال با طراحی آینده نگرانه، درهای طرح گالوینگ و پیشرانه‌ی ۶ سیلندر خطی ۲ لیتری با قدرت ۱۷۵ اسب بخار برادر بزرگ‌تر لامبورگینی اسپادا عنوان گرفت. لامبورگینی مارزال توسط گریس کلی، پرنسس موناکو در حاشیه‌ی گرن‌پری فرمول یک موناکو در برابر عموم رانده شد.آلفارومئو کارابو

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۶۸

کارابو (Carabo) که در زبان ایتالیایی به‌معنی سوسک است توسط مارسلو گاندینی از استودیو برتونه طراحی و بر اساس مدل آلفارومئو تیو ۳۳ با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۲۳۰ اسب بخاری ساخته شد. کارابو در حقیقت مدل به‌روز شده‌ی طراحی دیگر گاندینی؛ لامبورگینی میورا بود. آلفارومئو کارابو اولین خودروی تاریخ است که با درهای گالوینگ سوسکی (قیچی وار) همراه شده بود. این طرح  برای اولین بار در خودروهای تولیدی، در یکی دیگر از طراحی‌های گالوینی؛ لامبورگینی کونتاش به‌کار برده شد.مرسدس‌بنز C111

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۶۹

C111 از نظر مقامات مرسدس، یک خودروی آزمایشی بود تا مفهومی. اولین بار در سال ۱۹۶۹ این مدل با پیشرانه‌ی ونکل ۲۸۰ اسب بخاری و درهای طرح گالوینگ رونمایی شد. سال ۱۹۷۰ نمونه دیگر C111 با پیشرانه‌ی قدرتمندتر ۳۵۰ اسب بخاری و سپس در سال ۱۹۷۸ مدل نهایی با پیشرانه‌ی دیزل ۲۳۰ اسب بخاری معرفی شد. مرسدس‌بنز C111 سال ۱۹۷۸ در پیست مشهور ناردو رینگ (Nardò Ring)  به نهایت سرعت ۳۲۲ کیلومتر بر ساعت رسید.لانچیا استراتوس زیرو

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۷۰

مارسلو گاندینی دوباره با یک طرح انقلابی در صنعت خودروسازی وارد شد. استراتوس زیرو (Zero یا ۰) شروعی بر محبوبیت خطوط تهاجمی، تیز و مثلثی شکل بدنه خودروهای دهه ۱۹۷۰ بود. استراتوس زیر که فقط ۸۳ سانتی‌متر ارتفاع داشت، از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر V شکل ۱.۶ لیتری لانچیا فولویا (Fulvia) با قدرت ۱۱۵ اسب بخار استفاده می‌کرد. استراتوس زیرو چند سال بعد در قالب مدل افسانه‌ای لانچیا استراتوس که در مسابقات رالی خوش درخشید، تولید شد.مازراتی بومرنگ

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۷۱

جورجتو جیوجیارو با طراحی مازراتی بومرنگ (Boomerang) که شباهت فراوانی به آلفارومئو کارابو و لانچیا استراتوس زیرو داشت، الهام‌بخش مدل‌های دیگری چون لوتوس اسپریت و دلورین DMC-12 را خلق کرد. بومرنگ از پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۴.۷ لیتری مدل بورا استفاده می‌کرد و مجوز تردد جاده‌ای هم کسب کرده بود. مازراتی بومرنگ در نمایشگاه‌های زیادی به نمایش گذاشته شد و همیشه تحسین کارشناسان و طرفداران دنیای خودرو را به دنبال داشت.مدل‌های مفهومی فورد پروب

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۵

شرکت خودروساز آمریکایی فورد در طول ۶ سال، با هدف ساخت یک مدل آیرودینامیک سری پروب (Probe) را تولید کرد. سری پروب فورد در ۵ مدل مختلف با ویژگی‌هایی مانند کاور چرخ عقب  چراغ‌های جلوی مخفی رونمایی شد. فورد پروب ۵ محصول سال ۱۹۸۵، آخرین مدل از این سری بود که  ضریب درگ آن ۰.۱۳۷ برابر با ضریب درگ جت جنگنده‌ی F-16 گزارش شد. مدل تولیدی فورد پروب با الهام از این سری مفهومی در سال ۱۹۸۹ عرضه شد.فورد جیا کاکپیت

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۸۱

مدل مفهومی کاکپیت (Cockpit) با الهام از خودروهای دهه ۱۹۵۰، به منظور خلق یک خودروی دوسرنشینه اقتصادی شهری تولید شد. ابعاد کوچک، پارک آسان، پیشرانه‌ی تک سیلندر ۲۰۰ سی‌سی با قدرت ۱۲ اسب بخار و مصرف سوخت ۳.۱ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر از ویژگی‌های این مدل مفهومی جالب بود.ایتال دیزاین کپسولا

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۸۲

شاید کپسولا (Capsula) مدل مفهومی عجیبی به‌نظر برسد، ولی ایده‌ی ابتدایی طرح ایتال دیزاین نقش مهمی در آینده‌ی خودروهای چندمنظوره داشت. کپسولا می‌توانست به آسانی به هر خودرویی در کلاس‌های مختلف تبدیل شود. درواقع شاسی و قوای محرکه آن شامل پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۱.۵ لیتری با قدرت ۱۰۴ اسب بخار ثابت بود، اما بدنه‌های مختلف روی آن سوار می‌شد.جنرال موتورز سان رِیسر

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۸۷

سان ریسر (Sunraycer) خودروی خورشیدی جنرال موتورز بود که به‌منظور شرکت در اولین دوره از مسابقات خودروی خورشیدی یا «چالش جهانی خودروهای خورشیدی» با همکاری دو شرکت دیگر ساخته شد. سان ریسر با ظرفیت یک سرنشین فقط ۱۷۷ کیلوگرم وزن داشت و به ۷۲۰۰ سلول خورشیدی مجهز شده بود. نهایت سرعت این مدل مفهومی که ۳۱۳۸ کیلومتر از جاده‌های استرالیا را درنوردید، به ۱۰۹ کیلومتر بر ساعت می‌رسید.جنرال موتورز کِرو ۳

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۹۰

سری مدل‌های مفهومی جنرال موتورز کرو (CERV به معنی خودروی آزمایشی تیم مهندسی شورولت) شامل چهار نسخه مختلف از سال ۱۹۶۲ ساخته شدند. نسخه سوم کرو از پیشرانه‌ی ZR1 با قدرت ۶۵۰ اسب بخار و سیستم چهار چرخ محرک استفاده می‌کرد و نهایت سرعت به بیش از ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسید. کرو ۳ علاوه بر طراحی زیبا به انواع تجهیزات مدرن مجهز بود تا رانندگی با آن برای راننده‌های آماتور هم بدون مشکل باشد.بی‌ام‌و E1

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۹۱

گاهی اوقات کوچک‌ترین خودروها، خلاقانه‌ترین محصولات یک شرکت هستند. E1 در دو نسخه مختلف عرضه شد. نسخه اول آن در سال ۱۹۹۱ با موتور برقی بود اما نسخه دوم در سال ۱۹۹۳ با سه نوع پیشرانه بنزینی، برقی و هیبرید ساخته شد. بی‌ام‌و E1 از بدنه‌ی آلومینیومی سبک وزن استفاده می‌کرد که می‌توان آن را رقیب اصلی آئودی A1 در نظر گرفت. در سال ۱۹۹۴ بی‌ام‌و برندهای بریتانیایی روور و مینی را در اختیار گرفت و نیاز به تولید مدلی بر اساس E1 از بین رفت.ام جی E-XE

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۸۵

ساخت مدل‌های مفهومی توسط برندهای بریتانیایی خودروساز بریتیش لِیلند، آستین روور یا ام جی-روور عجیب به‌نظر می‌رسد اما تیم مهندسی MG خودروی مفهومی جالبی تولید کرد.  E-XE یک خودروی مفهومی موتورمیانی اسپرت بود که با الهام از فراری ۳۰۸ توسط رویدن اکس و جری مک‌گاورن طراحی شد. E-XE از قوای محرکه و شاسی ام جی مترو و خودروی رالی ۶R4 استفاده می‌کرد که چند سال بعد مک‌گاورن MG F را با الهام از آن طراحی کرد.ولوو ECC

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۱۹۹۳

مدل مفهومی ECC یا خودروی مفهومی محیط زیستی ولوو به‌منظور تولید یک خودروی پاک، ایمن، سبک‌وزن با قوای محرکه ترکیبی از موتور برقی و توربین گازی ساخته شد. طراحی ECC چندسال جلوتر از آن سال‌ها بود؛ درواقع ولوو S80 محصول سال ۲۰۰۶ در طراحی بدنه از این مدل الهام گرفته است.دوج ESX3

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۰۰

شاید طرحی مدل مفهومی دوج (با تلفظ صحیح انگلیسی داج) برای قرن ۲۱ انقلابی نباشد، اما در زیر پوسته‌ی نه چندان جذاب، قوای محرکه دیزل-برقی هیبرید وجود داشت. سری مدل‌های مفهومی ESX دوج از سال ۱۹۹۶ ساخته شدند که پیش از مدل‌های اینسایت هوندا و پریوس تویوتا است. سری ESX که در مجموع در سه نسخه تولید شدند، پاسخ تیم مهندسی دوج به درخواست بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت ایالات متحده مبنی برتولید خودروی کم مصرف بود.جگوار F تایپ

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۰۰

قبل از عرضه‌ی کوپه‌ی زیبای جگوار اف تایپ (F Type) در سال ۲۰۱۳، سه مدل مفهومی مختلف با نام‌های متفاوت در سال‌های ۱۹۸۶، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۱ ساخته شد. جگوار اف تایپ سال ۲۰۰۰ از پیشرانه‌ی ۶ سیلندر V شکل ۳ لیتری مدل S تایپ سدان استفاده می‌کرد. البته اف تایپ تولیدی سال ۲۰۱۳ از مدل مفهومی C-X16 الهام گرفته است. جف لاوسون مدیر تیم طراحی جگوار مسئول اصلی این پروژه بود اما پس از فوت او در سال ۱۹۹۹ پروژه‌ی اف تایپ به یان کالوم واگذار شد.بی‌ام‌و X کوپه

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۰۱

خودروساز آلمانی بی‌ام‌و با شروع قرن ۲۱ به‌لطف حضور کریس بنگل آمریکایی و ایده‌های خلاقانه او، مدل‌های مفهومی جذابی تولید کرده است. کراس اور مفهومی X کوپه با ویژگی‌های جالبی چون خطوط پیچیده‌ی بدنه، چراغ‌های هوشمند جلو متصل به سیستم GPS و پیشرانه‌ی ۳ لیتری دیزل توربوشارژ همراه بود.کادیلاک ۱۶

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۰۳

جنرال موتورز در تاریخ صنعت خودروسازی مدل‌های مفهومی زیادی رونمایی کرده است، اما کادیلاک ۱۶ مجهز به پیشرانه‌ی ۱۶ سیلندر V شکل ۱۳.۶ لیتری تنفس طبیعی با حداقل قدرت ۱۰۰۰ اسب بخار و گشتاور ۱۳۵۶ نیوتن‌متر، جزو جذاب‌ترین آن‌ها شناخته می‌شود. هدف از ساخت این مدل مفهومی تولید پیشرانه‌ی V16 نبود، بلکه کادیلاک ۱۶ پیش نمایشی از زبان طراحی جدید محصولات این برند آمریکایی بود. محصولات کادیلاک هنوز هم از همین زبان طراحی استفاده می‌کنند.جنرال موتورز های-وایر

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۰۳

های-وایر خودروی مفهومی با پیل سوختی هیدروژنی بود که تمام اجزای سیستم آن به‌صورت الکترونیکی در ارتباط بودند. ایده‌ی اصلی های-وایر (Hy-wire) کنار گذاشتن سیستم مکانیکی و ورود به دنیای الکترونیک مدرن بود. پیشرانه‌ی ۳ مرحله‌ای های-وایر در شرایط مداوم ۱۲۶ اسب بخار و در شرایط کوتاه مدت ۱۷۳ اسب بخار قدرت تولید می‌کرد. جالب است بدانید که نام های-وایر بر اساس نظر یک کودک انتخاب شده است.هولدن افیجی

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۰۵

معمولاً خودروهای مفهومی با نگاهی به صنعت خودروسازی آینده ساخته می‌شوند، ولی در این بین نمونه‌های مانند هولدن افیجی (Efijy) هم هستند که به‌یاد مدل‌های قدیمی تولید شده‌اند. افیجی به الهام از مدل هولدن FJ محصول سال ۱۹۳۵ و بر اساس شورولت کوروت C6 با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۶ لیتری و قدرت ۶۴۴ اسب بخار ساخته شد.بی‌ام‌و افیشنت داینامیکس

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۰۹

مفهوم افیشنت داینامیکس (Efficient Dynamics)‌ با هدف تولید خودرویی پیشرفته، سبک وزن و هیبرید مطرح شد. همانطور که مشخص است خروجی مستقیم این پروژه مدل i8 است.رنو دزیر

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۱۰

دزیر (DeZir) مدل مفهومی و تمام برقی رنو بود که در سال ۲۰۱۰ با طراحی فوق‌العاده زیبا رونمایی شد. درهای پروانه‌ای، موتور برقی با قدرت ۱۴۸ اسب بخار و طراحی جذاب از ویژگی‌های رنو دزیر است. مدل مسابقه‌ای رنو اسپرت R.S. 01 و مدل مفهومی الپین A110-50 با الهام از دزیر ساخته شدند.جگوار C-X75

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۱۰

سوپراسپرت هیبرید جگوار C-X75 با قدرت ۷۷۸ اسب بخار با همکاری تیم مهندسی فرمول یک ویلیامز ساخته شد. در ابتدا هدف مدیران ارشد عرضه‌ی ۲۵۰ دستگاه از این مدل زیبا بود که به‌دلایل مالی این پروژه کاملاً متوقف شد تا جگوار C-X75 در قالب یک مدل مفهومی باقی بماند. جاده‌های رم در فیلم Spectre جیمزباند میزبان C-X75 جگوار بود.بی‌ام‌و NEXT 100

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۱۶

مدل مفهومی NEXT 100 به مناسبت ۱۰۰ سالگی تأسیس برند بی‌ام‌و و پیش نمایشی از محصولات آینده‌ی این برند آلمانی ساخته شد. NEXT 100 مجهز به انواع فناوری‌های مدرن مانند فناوری خودران و بدنه‌ی فیبرکربن است. ضریب درگ این مدل مفهومی ۰.۱۸ گزارش شده است.DS E-Tense

بهترین خودروهای مفهومی تاریخمحصول سال ۲۰۱۶

برند لوکس و زیرمجموعه‌ی سیتروئن در چند سال اخیر محصولات متنوع اما نه‌چندان جذاب عرضه کرده است. مدل مفهومی و تمام برقی E-Tense نمایشی از توانایی‌های گروه PSA است که حدود یک ماه پیش، X E-Tense نیز به‌عنوان کدل جدیدتر آن رونمایی شد.

بهترین خودروهای اسپرت ۲۰۱۸ با قیمت مناسب
مرسدس AMG GT R در برابر هوندا NSX
مشخصات فنی ون برقی مرسدس بنز اعلام شد
۱۰ خودروی مشهور که از پیشرانه‌ی دیگر برندها استفاده می‌کنند
کارخانه ۵۶ مرسدس بنز؛ پیش‌رفته ترین خودروسازی دنیا